دكتر عقيقى بخشايشي

1010

چهارده نور پاك ( فارسي )

دارند آيا مى توانند به حاكم وقت يا قاضى كه از جانب آنان منصوب شده اند رجوع بنمايند و شكايت خود را مطرح سازند ؟ آيا اين جائز است ؟ امام در پاسخ فرمودند : " هر فردى كه در مورد حق يا باطل به آنان شكايت ببرد در واقع به طاغوت ، مرافعه و مراجعه نموده است و هر چيزى كه از اين راه به دست آورد باطل و غير مشروع است هر چند كه حق خودش باشد چون او با حكم و دستور طاغوت دريافت داشته است در صورتى كه خداوند متعال دستور داده است كه از طاغوت سرپيچى و نافرمانى گردد و در قرآن مى فرمايد : * ( ويتحاكمون الى الطاغوت وقد امروا ان يكفروا به ) * پرسيدم پس وظيفهء آنان چيست ؟ در پاسخ فرمودند : " وظيفه آنان اين است كه به مراجع صالحه مراجعه كنند افرادى كه احاديث ما را روايت مى كنند و در مسائل حلال و حرام ما دقت نظر و شناخت كامل به خرج مى دهند و احكام و دستورات ما را مى شناسند او را به حكميت بپذيرند من او را حاكم قرار داده ام اگر او حكمى داد و پذيرفته نگرديد به حكم خداوند متعال استخفاف به عمل آمده است و سخن ما مردود شمرده شده است و فردى كه از سخن ما تمرد كند خدا را تمرد نموده است و آن عمل در حد شرك و كفر است . . . " . ( 1 ) اين فرمان جامع كه مدرك فتوى و مرجعيت و مدرك ولايت فقيه نيز مى باشد سنخ روحيه و موقعيت امام را كاملا نشان مىدهد . امام ( عليه السلام ) و همگامى با توده‌هاى محروم در بخش خصوصيات اخلاقى و روحى بارز امام ( عليه السلام ) مى توان همرازى و همكارى او را با مردم ستمديده و درمانده بيان نمود و ارتباط مستقيم او را با توده‌هاى مستضعف و محروم زمان ، نشان داد بى آنكه در اين نگرش و همدردى توجهى به آئين و مذهب و يا خصوصيات روحى آنان شده باشد . در بيان اين قسمت كافى است كه دو نمونه از عملكرد امام را بيان نمائيم كه خوشبختانه هر دو به صورت متواتر در كتابهاى احاديث آورده

--> 1 . فرائد الأصول شيخ مرتضى انصارى ، ص 425 ، افست مصطفوى قم .