الشيخ الصدوق ( مترجم : شاهرودي )
مقدمه مترجم 9
معاني الأخبار ( فارسي )
مورد اوّل : در بغداد مردى نزد والى آمد و راجع به يكى از علماى علم كلام سعايت كرده گفت : اين مرد زنديق است ! والى پرسيد مگر چه مذهبى دارد ؟ مردك گفت : او مرجئى ، قدرى ، أباضى ، رافضى است ، از معاوية بن خطَّاب بدش مىآيد ، از همان معاويه اى كه با علىّ بن عاص جنگ كرد . والى كه اين ياوهها را از آن مرد شنيد گفت : واقعا كه هم تاريخ مىدانى ، و هم از مذاهب مختلف اسلام با خبرى ! ! مورد دوم : در آن ايّام معمولا دانشمندان گرد هم مىنشستند و راجع به على و معاويه و ابو بكر و غيره مناظره مىكردند و مردم عوام هم اطراف آنان را گرفته به حرفهايشان گوش مىدادند تا آنكه روزى مرد قد بلندى از ميان طبقه عوام برخاسته گفت : تا كى راجع به علىّ و معاويه و فلان و فلان سخن مىگوئيد ؟ ! از وى پرسيدند تو ميدانى علىّ كيست ؟ گفت : آرى ميدانم او پدر فاطمه بود . گفتند : فاطمه را مىشناسى ؟ گفت : آرى فاطمه زوجهء پيغمبر صلَّى الله عليه و آله مادر عايشه و خواهر معاويه است . گفتند : از على چه ميدانى ؟ گفت : علىّ در جنگ حنين با پيغمبر بود ، و در آن جنگ كشته شد ، پسرش عبد الله بن علىّ به شام رفت و مروان را در شام كشت ، سپس پيرمردانى را از شام نزد ابو العبّاس سفّاح فرستاد ، آنان آمدند و با ابو العبّاس سفّاح بيعت كردند و خدا را گواه گرفتند كه در تمام مدّت حكومت بنى اميّه كسى را جز بنى اميّه وارث خاندان پيغمبر ندانند ! ! ( نقل از صفحهء 914 كتاب تاريخ تمدّن اسلام ) جاى ترديد نيست كه جلوگيرى از ثبت و نگارش احاديث صحيح كه مبيّن قانون اساسى اسلام ( قرآن ) بود و نشر احاديث جعلى ، دو عامل قوى در انحراف قسمتى از مبانى اسلام از مسير اصلىاش بود . زمامداران خودسر كه خويشتن را متولَّيان دين ميدانستند ، و هر يك مكتب