الشيخ أبو الفتوح الرازي
53
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
أَ نَحْنُ صَدَدْناكُمْ عَنِ الْهُدى بَعْدَ إِذْ جاءَكُمْ بَلْ كُنْتُمْ مُجْرِمِينَ ( 1 ) . و كقوله : وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانا مِنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ ( 2 ) - الاية ، و مانند اين بسيار است . قوله : لا تُحَرِّكْ بِه لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِه ، عبد اللَّه عبّاس و سعيد جبير و ضحّاك گفتند [ 21 - پ ] : رسول - عليه السلام - چون وحى آمدى ، زبان در دهن مىجنبانيدى از حرص و ولع بر قراءت قرآن و فهم آن ، خداى تعالى نهى كرد او را از اين به اين آيت و بقوله : وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُه ( 3 ) . . . و روا باشد كه اين نهى است كه رسول - عليه السلام - اين فعل نكرده باشد ، او را نهى كرد تا نكند ، چنان كه گفت : وَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَالْمُنافِقِينَ ( 4 ) . . . ، و معلوم است كه رسول - عليه السلام - هرگز طاعت كافران و منافقان نداشت ، و قوله : « به » اين ضمير ( 5 ) شايد تا راجع بود با قرآن و شايد كه راجع بود با وحى . إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَه ، بر ماست كه اين قرآن را جمع كنيم . وَقُرْآنَه ، و بر تو خوانيم . و اين لفظ مصدر است ، كالرجحان و النقصان . فَإِذا قَرَأْناه فَاتَّبِعْ قُرْآنَه ، چون ما بر تو خوانده باشيم آن را ، تو متابعت كن قراءت آن را و احكام آن را . * ( ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَه ) * ، پس بر ماست كه بيان آن كنيم ، و حلال از حرام جدا كنيم . عبد اللَّه عبّاس گفت و ضحّاك : ( ان علينا جمعه في صدرك ) ، بر ماست كه آن را جمع كنيم در دل تو و بر تو خوانيم تا تو فهم كنى . و در آيت دليل است بر آن كه جمع قرآن رسول كرد - عليه السلام - در آخر عمر خود ، به قول جبرئيل - عليه السلام - قوله : إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَه ، و في قوله : وَقُرْآنَه ( 6 ) ، براى آن كه نتوان خواندن الَّا مجموع و مؤلَّف و مرتّب ، و نيز دليل است در او براى آن كه روا
--> ( 1 ) . سورهء سبأ ( 34 ) آيهء 32 . ( 2 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 29 . ( 3 ) . سورهء طه ( 30 ) آيهء 114 . ( 4 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 48 . ( 5 ) . اساس : با اين ضمير ، كا ، گا ، آد : اما ضمير به ، با توجّه به آج تصحيح شد . ( 6 ) . چاپ شعرانى ( 11 / 329 ) : انّ علينا جمعه و قرانه .