الشيخ أبو الفتوح الرازي

9

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

مخلصتر . * ( إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلًا ) * ، گفت : تو را در روز سبحى و سيرى باشد دراز در طلب معيشت . و « سبح » رفتن و آمد شدن ( 1 ) باشد [ 2 - پ ] و منه السباحة فى الماء ، و فرس سابح شديد الجرى ، قال الشاعر : ابا حوالكم شرق البلاد و غربها ففيها لكم يا صاح سبح من السبح و يحيى بن يعمر در شاذ خواند . « سبحا » به « خا » ى معجم و معنى او خفّت و سعت و استراحت باشد ، و از اين جاست قول رسول - صلى اللَّه عليه و على إله - كه عايشه را گفت كه دعاى بد مىكرد بر دزدى : لا تسبّخي عنه بدعائك عليه ، أى لا تخفّفي عنه ، گفت : تخفيف مكن بر او به اين نفرين ، يعنى چون تو نفرين كنى عذاب بر او آسانتر شود . و « تسبيح » توسيع پنبه و پشم باشد كه بازنند ( 2 ) ، قال الاخطل يصف قنّاصا و كلابا : فأرسلوهنّ يذرين التّراب كما يذري سبائخ قطن ندف أوتار ثعلب گفت : « سبخ » تردّد و اضطراب باشد ، و « سبخ » سكون باشد ، و منه قوله - عليه السلام : الحمى من فيح جهنّم فسبخوها بالماء ، أى سكّنوها . * ( وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ ) * ، نام خداى ( 3 ) مىگوى . سهل گفت يعنى : بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ مىخوان در اوايل سور . * ( وَتَبَتَّلْ إِلَيْه تَبْتِيلًا ) * ، و با در او گريز گريختنى . عبد اللَّه عبّاس گفت : عمل صالح بكن خداى را . حسن گفت : اجتهاد كن . ابن زيد گفت : خويشتن را با عبادت او پرداز . شقيق گفت : توكّل كن بر او ، و اصل « تبتّل » انقطاع باشد و خويشتن از همهء جهان ببريدن و با او گريختن . و « بتل » و « بتر » قطع باشد . و مرد زاهد را كه از دنيا انقطاع با خداى كند او را متبتّل خوانند ، قال امرؤ القيس : تضيء الظلام بالعشاء كأنها منارة ممسى راهب متبتّل

--> ( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : آمدن و شدن . ( 2 ) . آج : پشم و پنبه باشد كه بر آن زنند ، كا و ديگر نسخه بدلها : پشم و پنبه را باز زنند . ( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها و .