الشيخ أبو الفتوح الرازي

10

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

وجود ( 1 ) او برخاسته است به حدّى است كه پندارى ظاهر است بر حاسّه ( 2 ) . و باطن است به آن معنى كه از حواس دور است ، و او را هيچ حاسّه از حواس ادراك نكند . عبد اللَّه عبّاس گفت : اوّلى است بى ابتدا و آخرى است بى انتها ، و ظاهر است يعنى غالب و قاهر و عالى بر همه چيزها ، هر چه ( 3 ) جز اوست زير اوست و دون ( 4 ) او در رتبت ، و باطن [ است ، يعنى عالم است به كارهاى پوشيده ، ضحّاك گفت : آن خواست كه اوّل اوّلها از اوست و ] ( 5 ) آخر آخرها بدوست و ظهور هر ظاهر و بطون هر باطن . مقاتل حيّان گفت : اوّل است كه كس او را به اوّل نكرد ، و ظاهر است بى اظهار كس ، و باطن ( 6 ) بى ابطان كس . يمان گفت : اوّلى قديم است و آخرى رحيم است و ظاهرى حكيم است و باطنى عليم . محمّد بن الفضل گفت : اوّل است به برّ خود ( 7 ) و آخر است به عفو خود ، و ظاهر به احسان و باطن به پوشيدن گناه بر بندگان . ابو بكر ورّاق گفت : هو الأوّل بالأزليّة و الاخر بالأبديّة ، و الظَّاهر بالأحديّة ، و الباطن بالصّمديّة . حسين بن الفضل گفت : اوّل است بى ابتدا و آخر است بى انتها و ظاهر است بى اقتراب و باطن است بى حجاب . عبّاد گفت : اوّل

--> ( 1 ) . آد ، كا ، گا : كه بر وجود . ( 2 ) . اساس : خواسته ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 3 ) . كا : و هر چيز . ( 4 ) . اساس : درون ، با توجّه به آد و ديگر نسخه‌ها بدلها تصحيح شد . ( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به كا و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 6 ) . آد است . ( 7 ) . اساس : به وجود ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .