الشيخ أبو الفتوح الرازي

33

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( وَقالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ ، أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشادِ ، ) * گفت : اين كس كه ايمان آورده بود يعنى مؤمن آل فرعون : * ( يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ ) * ، اى قوم ! پسر و من باشى ، * ( أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشادِ ، ) * تا شما را هدايت كنم و راه نمايم به راه راست و طريق حق . و جزم « اهدكم » ، به جواب امر است على تضمين الكلام ، معنى الشرط و الجزاء . * ( يا قَوْمِ إِنَّما هذِه الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ ، ) * گفت بر سبيل موعظت : اى قوم ! اين زندگانى دنيا متاع است و برخوردارى . * ( وَإِنَّ الآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ ، ) * و آخرت سراى قرار است ، اين سراى ممر است و آن سراى مقر [ 138 - ر ] . امير المؤمنين ( 1 ) - عليه السلام - مىگويد : الدنيا دار ممر و الآخرة دار مقر ، فخذوا من ممركم لمقركم و لا تهتكوا استاركم عند من لا يخفى عليه اسراركم ، دنيا ره گذر است و آخرت قرارگاه . از ممرتان زادى برگيريد براى مقرتان ، و پردهء خود مدرى بنزديك آن كه سر شما بر او پوشيده نيست . آنگه گفت : * ( مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها ، ) * هر كه كارى بد كند ، او را جزا نكنند الا بمانند آن ، يعنى ، بيش از آن يك سيئت او را ننويسند و مكافات نكنند ( 2 ) . * ( وَمَنْ عَمِلَ صالِحاً ، ) * و هر كه عمل صالح و كارى نيكو كند ، * ( مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى ، ) * اگر مرد باشد و اگر زن ، * ( وَهُوَ مُؤْمِنٌ ، ) * و او مؤمن باشد . « واو » ، حال راست . * ( فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ) * ، ايشان به بهشت شوند . ابن كثير و ابو بكر عن عاصم و ابو عمرو ، « يدخلون » خواندند به ضم « يا » و فتح « خا » ، على ما لم يسم فاعله ، ايشان را به بهشت برند . و باقى قراء ، « يدخلون » به فتح « يا » و ضم « خا » ، ايشان به بهشت شوند . * ( يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ ، ) * و ايشان را روزى دهند آن جا بى حساب و شمار . * ( وَيا قَوْمِ ، ) * آنگه گفت هم مؤمن آل فرعون كه : اى قوم ! * ( ما لِي ، ) * چيست مرا كه من شما را با نجات و رستگارى مىخوانم و شما مرا با دوزخ مىخوانى ! * ( تَدْعُونَنِي لأَكْفُرَ بِاللَّه ، ) * مرا مىخوانى تا كافر شوم . به خداى و به او ( 3 ) انباز گيرم آنچه مرا علم نيست به آن . * ( وَأَنَا أَدْعُوكُمْ ، ) * و من شما را با خداى مىخوانم ، عزيز ، غالب ، منيع ، آمرزندهء گناهان .

--> ( 1 ) . ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : على . ( 2 ) . گا ، آد : بيش از آن با او نكنند ، بل سيئهء او را سيئه مكافات كنند . ( 3 ) . آب ، آج ، لا : با او .