الشيخ أبو الفتوح الرازي

432

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

[ نبىّ ] ( 1 ) ، گفت : من محمّدم و احمدم [ و حاشرم ] ( 2 ) كه خداى تعالى بر پى و اثر من خلقان را حشر كند ، و عاقبم كه از پس من پيغامبر ( 3 ) نباشد دگر . و قرّاء در « خاتم » خلاف كردند ( 4 ) . عاصم خواند به فتح « تا » اى آخر النّبيّين ، و على هذا قراءة من قرّأ : « مختوم خاتمه مسك » ( 5 ) ، اى آخره . و باقى قرّاء خواندند : « خاتم » به كسر « تا » على وزن فاعل ، يعنى او ختم كرد و مهر بر نهاد . و بعضى دگر گفتند : هما لغتان بمعنى واحد ، كطابع و طابع ( 6 ) ، و طابق و طابق . * ( وَكانَ اللَّه بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ) * ، و خداى تعالى به همه چيز عالم بوده است . * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّه ذِكْراً كَثِيراً ) * ، گفت : اى مؤمنان و گرويدگان ، ذكر خداى كنى ، ذكرى بسيار . عبد اللَّه عبّاس گفت : خداى بندگانش را هيچ چيز نفرمود الَّا و آن را حدّى معلوم كرد ، و ايشان را در بعضى احوال بر ترك آن معذور داشت ، الَّا ذكر او كه آن را حدّى ننهاد ، و سقوط آن به عذرى باز نبست الَّا به زوال عقل ، بل گفت : در جميع احوال ذكر من بايد كرد كه ممدوح آنانند كه چنين ( 7 ) كنند ، في قوله : الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّه قِياماً وَقُعُوداً وَعَلى جُنُوبِهِمْ ( 8 ) [ 260 - ر ] . و قال : * ( اذْكُرُوا ) * ( 9 ) * ( اللَّه ذِكْراً كَثِيراً ) * ، به شب و روز ، و درگاه و بيگاه ، در برّ و بحر ، و سفر و حضر ، و تو نگرى ( 10 ) و درويشى ، و تن درستى و بيمارى ، و سرّ و علانيه . مجاهد گفت : آنان كه ذكر بسيار كنند ، آنانند كه او را هرگز فراموش نكنند . ابو سعيد خدرىّ گفت در اين آيت از رسول - عليه السّلام ( 11 ) - كه گفت : ذاكران بسيار آنانند كه چندانى ذكر او كنند [ تا ] ( 12 ) مردمان گويند كه : ديوانه است . و « ذكر » به دو وجه باشد : يكى به دل و يكى به زبان . آنچه ذكر دل است ،

--> ( 12 - 2 - 1 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد . ( 3 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : پيغامبرى . ( 4 ) . آب ، مش : كرده‌اند . ( 5 ) . اشاره است به سورهء مطفّفين ( 83 ) آيهء 25 و 26 ( يسقون من رحيق مختوم ، ختامه مسك . . . ) . ( 6 ) . آج ، لب ، مش : كطالع و طالع ، كا : طائع و طائع . ( 7 ) . آط : چونين ، كا : چنين . ( 8 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 191 . ( 9 ) . آط ، آب و اذكروا . ( 10 ) . آج ، لب ، كا : توانگرى . ( 11 ) . چاپ شعرانى ( 9 / 163 ) سؤال كردند .