الشيخ أبو الفتوح الرازي
386
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
- عليه السّلام - پدر و برادر او را به نهروان كشته بود ، و او جمالى ( 1 ) داشت . پسر ملجم ( 2 ) او را بديد ، مشعوف [ 249 - ر ] شد به دو ، و او را گفت : شوهر دارى ؟ گفت : نه . گفت : رغبت كنى كه به حكم من شوى ؟ گفت : تو طاقت مهر من ندارى . گفت : مهر تو چند باشد ؟ گفت : سه هزار درهم و غلامى و كنيزكى و كشتن علىّ بن ابي طالب . گفت : درم و غلام و كنيزك ( 3 ) تحمّل كنم ، اما كشتن على ابو طالب ( 4 ) چگونه توانم ؟ گفت : مقصود من آن است ، و اگر نه درم و غلام و كنيزك نباشد هم روا بود ( 5 ) ، چه او شوهر و برادر مرا كشته است . آنگه او را گفت : جهد كن اگر اين كار بر آيد تو را و ( 6 ) از او بجهى ، عيش تو با من خوش باشد ، و اگر گرفتار شوى ثواب آخرت تو را بهتر از نعيم دنيا بود . پسر ملجم گفت : بدان كه من به اين شهر براى اين كار آمدهام پس از آن كه مدّتى از اين شهر برفته بودم ، چه بر اهل اين شهر مرا امان نبود . قطام ( 7 ) گفت : من يارى به دست آرم ( 8 ) كه تو را مساعدت كند و يارى دهد بر اين كار . آنگه كس فرستاد و ، وردان بن مجالد را بخواند من تيم الرّباب ، و از او يارى خواست . او قبول كرد كه مساعدت كند . پسر ملجم - لعنه اللَّه ( 9 ) - بيرون آمد ، و مردى را ( 10 ) گفت نام او شبيب بن بجره ، و اين ( 11 ) مردى خارجى بود : اى شبيب ! چه گويى در شرف دنيا و آخرت ؟ گفت : و آن چيست ؟ گفت : كشتن على ابو طالب ( 12 ) . گفت : هبلتك الهبول لقد جئت شيئا ادّا ، كارى منكر آوردى ، چگونه ممكن باشد ؟ گفت : كمين كنيم ( 13 ) در مسجد آدينه ، چون به نماز بامداد بيرون آيد كمين بگشاييم و بكشيم او را ، و خويشتن
--> ( 1 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : جمال . ( 2 ) . آج ، لب ، مش عليه اللَّعنه . ( 3 ) . آج ، لب : كنيزكى . ( 4 ) . مش ، كا : علىّ بن ابى طالب . ( 5 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : رواست . ( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش تو . ( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش او را . ( 8 ) . آط ، آب ، مش : با دست آورم . ( 9 ) . مش : پس ابن ملجم عليه اللَّعنه . ( 10 ) . آب ديد . ( 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : آن . ( 12 ) . آب ، آج ، لب ، مش : على بن ابى طالب . ( 13 ) . آط ، آج ، لب : كنم .