الشيخ أبو الفتوح الرازي
22
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
سليمان صد فرسنگ بود ( 1 ) ، بيست و پنج فرسنگ انس را بود ، و بيست و پنج فرسنگ جنّ را ، و بيست و پنج فرسنگ وحش را ، و بيست و پنج فرسنگ مرغان را . و او را هزار خانه بود از آبگينه بر چوب نهاده ، سيصد ( 2 ) خانه را زنان آزاد در ( 3 ) بودند و هفتصد خانه را كنيزكان ، و او بفرمودى تا باد عاصف ايشان را بر گرفتى و باد نرم ايشان را ببردى ، وحى كردند به او كه : ما تقدير كرديم كه در ملك ( 4 ) هيچ كس چيزى نگويد و الَّا باد آواز ( 5 ) به گوش تو رساند . مقاتل گفت : جنّيان براى او بساطى بافتند از زر و ابريشم يك فرسنگ در يك فرسنگ . و او را سريرى بود زرّين ، آن سرير بر ميان آن بساط بنهادندى ( 6 ) ، و سه هزار كرسى از زر و سيم پيرامن آن سرير بنهادندى . پيغامبران بر آن كرسيهاى زرّين نشستندى و علما بر كرسيهاى سيم ، و گرد بر گرد ايشان انس بايستادندى ( 7 ) ، و از پس ايشان جنّ بايستادندى ( 8 ) ، و از بالاى سر ايشان مرغان پر در پر كشيدندى ( 9 ) چنان كه آفتاب بر اين بساط نيوفتادى ( 10 ) ، و باد صبا [ بساط ] ( 11 ) برداشتى ، بامداد يك ماهه راه ببردى ، و نماز شام يك ماهه ( 12 ) باز آوردى . وهب منبّه گفت : يك روز سليمان - عليه السّلام - بر اين مرتبه كه گفتيم به برزگرى ( 13 ) بگذشت و او زمين مىسپرد ، بر نگريست ( 14 ) سليمان را ديد با اين جلالت ، گفت : سبحان الله لقد اوتى آل داود ملكا عظيما ، آل داود را ملكى عظيم دادند . حق تعالى باد را بفرمود ( 15 ) تا آواز او به گوش سليمان برسانيد . سليمان باد را گفت : بساط فرو نه . باد بساط ( 16 ) فرو نهاد . او برزگر ( 17 ) را بخواند و گفت : به سمع ( 18 )
--> ( 1 ) . آج ، آز ، آل ، مش و . ( 2 ) . مش : سصد . ( 3 ) . آط ، آب ، آج ، آز ، آل ، مش ، كا : زنان آزاد در او . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز لب تو ، لب : ندارد . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آج و لب او . ( 6 ) . آج ، آل : بنهادى . ( 8 - 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز لب و مش : باستادندى . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز لب : گستردندى . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز لب : نيفتادى . ( 11 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز لب راه . ( 13 ) . آط : برزگر ، آب : برزگرى ، كا : برزيگرى . ( 14 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز لب : برنگريد . ( 15 ) . آج ، آل : گفت . ( 16 ) . آج ، آل ، مش را . ( 17 ) . آب : بزرگر ، آب : بزرگرى ، كا : برزيگرى . ( 18 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : به گوش .