الشيخ أبو الفتوح الرازي

337

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

مؤمنان از تنهاى ايشان و زنان او مادران ايشان باشند و خداوندان خويشى ( 1 ) برخى از ايشان سزاوارترند به برخى در كتاب خداى از مؤمنان و مهاجران مگر آن كه كنيد ( 2 ) به دوستان ( 3 ) شما نيكوى ( 4 ) و خير كه هست آن قسمت ميراث در كتاب خداى نبشته ( 5 ) . و چون فرا گرفتيم از پيغامبران - عليهم السّلام - عهد ايشان و از تو و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى پسر مريم ، و فرا گرفتيم از ايشان عهدى بزرگ و محكم . تا بپرسد راستگويان را از راستى ( 6 ) ايشان و بساخت ( 7 ) كافران را عذابى دردناك . اى آنان كه ايمان آورده‌ايد ياد كنيد نعمت خداى بر شما چون آمد به شما لشكرها ( 8 ) پس بفرستاديم ما بر ايشان بادى و لشكرهايى ( 9 ) كه نمىديديد ( 10 ) شما آن را ، و هست خداى بدانچه مىكنيد شما بينا . چون آمدند به شما از زور ( 11 ) شما و از زير ( 12 ) از شما و چون بگشت از ترس چشمها ( 13 ) و برسيد دلهاى شما بر گلو ( 14 ) ، و گمان برديد به خداى گمانها ( 15 ) و انديشه‌هاى گوناگون . آن وقت بود كه آزموده كردند

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : رحمها . ( 2 ) . آط ، آب : بكنيد ، مش : نكنيد . ( 3 ) . آط : دوستدانتان ، آب : دوستان خود . ( 4 ) . آب ، مش : شناخته . ( 5 ) . آط ، آج ، لب : هست آن در كتاب نوشته ، آب ، مش : بود اين در كتاب نوشته . ( 6 ) . آط : راست گفتن . ( 7 ) . آط مر ، آب ، مش : آماده كند براى . ( 8 ) . آط ، آج ، لب : لشكر . ( 9 ) . آط ، آج ، لب : لشكرى . ( 10 ) . مش : كه نديديد . ( 11 ) . آب ، مش : بالاى ، آج ، لب : زبر . ( 12 ) . آب ، مش : پايين . ( 13 ) . آب ، مش : چون تنگ شد چشمها ، آط ، آج ، لب : چون بگشت ديده‌ها . ( 14 ) . آط ، آج ، لب : بر بن گردنها . ( 15 ) . آط ، آج ، لب : پنداشتى .