الشيخ أبو الفتوح الرازي
338
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
مؤمنان را و بجنبانيدندشان جنبانيدنى سخت . و چون مىگفتند منافقان و آن كسها ( 1 ) در دلهاى ايشان بيمارى شك بود ، نكرده وعده ( 2 ) ما را خداى و رسول او مگر فريفتن ( 3 ) . و چون گفتند گروهى از منافقان ( 4 ) اى اهل مدينه نيست جاى نشستن ( 5 ) شما را باز گرديد و دستورى مىخواست گروهى ( 6 ) از ايشان از پيغامبر مىگفتند بدرستى كه خانههاى ما بيرون از شهر است و تنهاست ، ترسيم از دزد ( 7 ) ، و نيست آن چنان كه مىگويند ( 8 ) ، نمىخواهند مگر گريختن . و اگر در آيند ( 9 ) بر ايشان از كنارههاى آن پس خواهند از منافقان فتنه ، بدهند آن را و نكنند درنگ به مدينه ( 10 ) مگر اندكى . و بدرستى كه بودند عهد كردند با خداى از پيش كه بر نگردانند ( 11 ) پشتها ، و باشد عهد خداى ( 12 ) پرسيده ( 13 ) . بگو يا محمّد نكند سود شما را گريختن اگر بگريزيد شما از مرگ يا
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : آنان كه . ( 2 ) . آب ، مش : وعده نداد . ( 3 ) . آب : فريفتنى ، مش : بفريفتن . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : از ايشان . ( 5 ) . آط ، آج ، لب : نيست بودن مر . ( 6 ) . آط ، آج ، لب : دستورى دهيد قومى را ، مش : اذن مىخواهند فرقه . ( 7 ) . آط ، آج ، لب : خانههاى ما برهنه است ، آب ، مش : خانههاى ما عورت است . ( 8 ) . آط ، آج ، لب : و نيست آن برهنه ، آب ، مش : و نيست آن عورت . ( 9 ) . آط ، آج ، لب : در شوند . ( 10 ) . آط ، آج ، لب : بدان . ( 11 ) . آب ، مش به . ( 12 ) . آط : و بودند عهد خداى را . ( 13 ) . آب ، مش : سؤال كرده .