الشيخ أبو الفتوح الرازي

250

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

را در وجود نيايد . و ابراهيم خليل اين كلمات هر روز شش بار بگفتى . * ( يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ ) * ، زنده از مرده بيرون آرد ، و مرده از زنده . و تفسير اين در سورت آل عمران رفته است . * ( وَيُحْيِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها ) * ، و زمين را زنده كند به نبات پس از آن كه مرده باشد . * ( وَكَذلِكَ تُخْرَجُونَ ) * ، و شما را همچنين از گورها بر آرند كه نبات از زمين . * ( وَمِنْ آياتِه ) * ، گفت : از آيات و دلايل و بيّنات او آن است كه شما را بيافريد از [ 212 - پ ] خاك ، يعنى آدم را كه پدر شما بود . * ( ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ ) * ، پس آنگه ( 1 ) كه ديدى شما خلقى بسيار بودى منتشر و پراگنده در زمين . اين « اذا » مفاجات است ، يعنى بس روزگار بر نيامد ميان خلق آدم و ميان آن كه فرزندانش بسيار شدند و در زمين پراگنده شدند . * ( وَمِنْ آياتِه ) * ، و از دلايل او . * ( أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً ) * ، آن است كه شما را بيافريدهم از شما و از جنس شما جفتان و زنان ، شما را با ايشان سكون داد . و سكون آرام باشد ( 2 ) . * ( وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ) * ، و ( 3 ) ميان شما دوستى و رحمت نهاد . قوله : * ( مِنْ أَنْفُسِكُمْ ) * ، يعنى از استخوان پهلوى آدم . و گفتند : هم از آب شما ، و گفتند : هم از جنس شما . راوى خبر گويد كه ، مردى بنزديك رسول آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! مرا از كارى عجب ( 4 ) است و آن جاى تعجّب است كه مردى و زنى هرگز يكديگر را ناديده و ناشناخته ، چون ميان ايشان مناكحتى رود و يك روز با يكديگر صحبت كنند ، يكديگر را چنان دوست گيرند كه از آن عظيمتر ممكن نباشد . رسول - عليه السّلام - گفت : اين از قبل خداى است و اين آيت بخواند : * ( وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ) * ، در اين آيتى و دلالتى هست آنان را كه انديشه كنند . * ( وَمِنْ آياتِه ) * ، و از دلالات و عجايب او . * ( خَلْقُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ، آفريدن آسمان و زمين است . * ( [ وَاخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوانِكُمْ ) * ، و اختلاف زبانها و لغتهاى

--> ( 1 ) . چاپ شعرانى ( 9 / 47 ) : آن كه . ( 2 ) . همه نسخه بدلها : شما را تا شما را با ايشان سكون و آرام باشد . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها بجز آل از . ( 4 ) . مش : عجيب .