الشيخ أبو الفتوح الرازي
244
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
كه جرّ و جذب ايشان كردند آن عذاب را به خود ، به اصرار بر كفر و ترك نظر و تفكّر . * ( ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى ) * ، آنگه گفت : پس عاقبت آنان ( 1 ) كه بدى كردند از كفر و معصيت بدى بود از آن بتر ( 2 ) و آن عذاب دوزخ است . و « سوأى » ، تأنيث اسوء ( 3 ) باشد ، كالحسنى في تأنيث الاحسن ، و مثله قوله : لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى ( 4 ) . آنگه گفت : آنان كه نكويى كنند ، جزاى آن نكوتر يابند . پس « السّوأى » ( 5 ) اسم كان باشد . و « عاقبة » خبر او باشد . و گفتهاند : « السّوأى » ( 6 ) نامى است از نامهاى دوزخ ، چنان كه طوبى اگر چه تأنيث اطيب باشد در لغت عرب نام درختى است در بهشت ، و چنان كه « حسنى » گفتند نامى است از نامهاى بهشت . * ( أَنْ كَذَّبُوا ) * ، يعنى لان كذّبوا بايات اللَّه ، براى آن كه به آيات خداى تكذيب كردند . و بعضى دگر مفسّران گفتند : تفسير « سوأى » آن است كه از پس او آيد من قوله : * ( أَنْ كَذَّبُوا ) * . و « ان » مع الفعل در تأويل مصدر باشد ، يعنى تكذيبهم ( 7 ) ، و تقدير آيت چنين باشد : ثمّ كان السّوأى الَّتي هى التّكذيب ( 8 ) بايات اللَّه عاقبة الَّذين أساؤا ، گفت : عاقبت آنان كه اساءت كردند ، عاقبتى بود بتر از اساءت ايشان ، و آن تكذيب بود به آيات ما . و تأويل اين قول خذلان باشد و تخليهء ( 9 ) ايشان و افعالشان و ايشان را با خود رها كردن ، و اين نيز وجهى باشد جز آن كه متأوّل است ، و قول اوّل ظاهرتر است چه حاجت نيست در او به عدول از ظاهر . و قولى ديگر آن است كه : « السّؤاى » ، در جاى مفعول « أساؤا » باشد ، و قوله : * ( أَنْ كَذَّبُوا ) * ، در تأويل مصدر است في محلّ خبر كان او اسمه على اختلاف القراءتين كه اهل كوفه و ابن عامر « عاقبة » به نصب خواندند على خبر كان مقدّما على اسمه ، و
--> ( 1 ) . آج ، لب : اينان . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : بدتر . ( 3 ) . آب ، آز ، مش : اسوأ . ( 4 ) . سورهء يونس ( 10 ) آيهء 26 . ( 6 - 5 ) . آط ، آج ، لب : سوء ، آب ، آز ، مش : سواى . ( 7 ) . اساس : كذبهم ، با توجّه به معنى عبارت و رعايت قاعده تصحيح شد . ( 8 ) . اساس : الكذب ، با توجّه به معنى عبارت و رعايت قاعده تصحيح شد . ( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش از ميان .