الشيخ أبو الفتوح الرازي
241
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
موعد كن كه من آن جا آيم با پنجاه مرد ، و تو نيز آن جا آى با پنجاه مرد تا به يك جاى بگوييم . ملك روم موعدى بكرد و لشكرى ( 1 ) را بر گرفت از آن كه پارسيان ( 2 ) غدرى كنند ، و شهر براز برفت با پنجاه مرد . چون عيون و جواسيس برفتند و بديدند كه با پارسيان ( 3 ) لشكرى نيست ، قيصر نيز با پنجاه مرد برخاست و آن جا كه موعد بود خيمهاى بزده بودند در آن جا رفتند [ 210 - پ ] هر دو تنها ، و ميان ايشان ترجمانى بنشست ، و هر يكى از ايشان كاردى داشت با خود . شهر براز ( 4 ) گفت : بدان كه دشمن تو كه اين شهرهاى تو بيران كرد ( 5 ) منم و برادرم ، و كسرى ما را ( 6 ) حسد كرد و مرا فرمود تا : برادر را بكشم . من فرمان نبردم ، مرا معزول كرد و برادرم را والى كرد و او را فرمود تا : مرا بكشد . اكنون ما خلع طاعت او كرديم ، و به طاعت تو در آمديم ، ما را لشكرى ده تا برويم و با كسرى كالزار ( 7 ) كنيم . آنگه اشارت كرد و گفت : سرّ از ميان دو كس باشد ، چون سه گشتند آشكارا شود ، ترجمان را ببايد كشتن . ترجمان را بكشتند ، و قيصر لشكر بداد و اينان آمدند و با پارس ( 8 ) كالزار ( 9 ) كردند ، و شهرها مىكندند و مىسوختند . در ميانه كسرى با كرانه شد ، و اينان ملك پارس ( 10 ) بگرفتند ، خبر به رسول آمد - عليه السّلام - روز حديبيه ، و رسول - عليه السّلام - و مسلمانان شاد شدند ، فذلك قوله : * ( الم غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الأَرْضِ ) * ، يعنى زمين شام كه نزديك ( 11 ) بود به زمين پارس ( 12 ) جايى كه آن را اذرعات ( 13 ) گويند . عبد اللَّه عبّاس گفت : طرف شام است . مجاهد گفت : زمين جزيره است مقاتل گفت : اردن و فلسطين بود . عكرمه گفت : اذرعات بود و كسكر ، مقاتل حيّان گفت : سواد شام بود .
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : لشكر . ( 3 - 2 ) . آج ، لب : فارسيان . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : شهريزاد . ( 5 ) . آج ، لب : ويران كرد . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : مرا . ( 9 - 7 ) . همهء نسخه بدلها : كارزار . ( 8 ) . مش : پارسيان . ( 10 ) . آط ، آب ، آز ، مش : فارس . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : نزديكتر . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : فارس . ( 13 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز لب ، كا : الاذرعارت .