الشيخ أبو الفتوح الرازي

227

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بيشترين ايشان اين ندانند از آن جا كه امعان ( 1 ) نظر نكنند . آنگه بر سبيل وعظ درآمد ، و احوال دنيا و معايب ( 2 ) او گفتن گرفت و محامد آخرت ، گفت : * ( وَما هذِه الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ ) * ، گفت : نيست . اين زندگانى دنيا الَّا بازى . و فرق ميان لهو و لعب ، آن باشد كه لهو آن بود كه جوانان كنند از سر نشاط از جملهء ملاهى [ 205 - پ ] براى قضاى شهوت ، و لعب بازى ( 3 ) بود كه كودكان كنند ، و اين هيچ ( 4 ) را به عاقبت ثمره نباشد . * ( وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ ) * ، و سراى باز پسين سراى زندگانى است ، زندگانيى كه با آن مرگ نباشد . آنگه آن را بر توسّع « حيوان » خواند ، و حيوان جانور باشد . گفت : او زنده است ، يعنى زندگانيى است مؤبّد و مخلَّد ، و ابو عبيده گفت : حيوان و حيات يكى است . * ( لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ) * ، اگر دانندى ( 5 ) جز آن است كه نمىدانند . * ( فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ ) * ، حق تعالى گفت در شرح احوال ايشان كه : چون در كشتى نشينند و دريا مضطرب شود ، و بادهاى مخالف جستن گيرد ، و ايشان بر هلاك مشرف شوند ( 6 ) ، و از جان و مال نوميد شوند يا بترسند غايت ترس . * ( دَعَوُا اللَّه مُخْلِصِينَ لَه الدِّينَ ) * ، خداى را بخوانند به اخلاص و خواندن و طاعت او را خالص كنند و ويژه ، و شرك از پيش خاطر بردارند ، باز چون خداى تعالى ايشان را نجات دهد و رستگار شوند ، * ( إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ ) * ، كه بنگرى با سر كفر و شرك شوند . * ( لِيَكْفُرُوا ) * ، اين براى آن كنند تا كافر باشند نعمتهاى مرا كه به ايشان دادم . * ( وَلِيَتَمَتَّعُوا ) * ، و تا متمتّع ( 7 ) و بر خوردار باشند به اين نعمت كه به ايشان داده‌اند . حمزه و كسائى و خلف و اعمش و ايّوب خواندند به سكون « لام » ، و باقى قرّاء به كسر « لام » ، و اين « لام » ، لام غرض است عطفا على قوله : * ( لِيَكْفُرُوا ) * . و بعضى دگر گفتند : « لام » امر غايب است ، چنان كه ليفعل زيد ، و كلام محتمل است هر دو را .

--> ( 1 ) . اساس : انعام ، به قياس با نسخهء آط و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 2 ) . اساس : معاونت ، به قياس با نسخهء آط ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 3 ) . آب ، آز : بازيى . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا كدام . ( 5 ) . آب ، آز ، مش : دانند ، كا : دانستندى . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : ندارد . ( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، كا : ممتع .