الشيخ أبو الفتوح الرازي
226
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
رسول - عليه السّلام - آن خرما كه در بن درختان افتاده ( 1 ) بود مىگرفت ( 2 ) و مىخورد ، مرا گفت : بخور يا بن عمر ! گفت : مرا نمىبايد اى رسول اللَّه ! گفت : مرا مىبايد ، كه من چهار روز است تا هيچ نخوردهام . گفتم : انا لله ( 3 ) و الله المستعان . گفت : يا بن عمر ! اگر من از خداى بخواهم مرا مانند ملك كسرى و قيصر بدهد و بيش از آن ، و لكن اختيار من آن است كه روزى سير باشم و روزى گرسنه ، و لكن حال تو چگونه باشد آنگه كه تو بمانى تا به روزگارى كه اهل آن روزگار حثاله و نفايهء مردم باشند ، روزى يك ساله بنهند و يقين ايشان ضعيف بود ؟ خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( وَكَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا ) * . علىّ بن الاقمر گفت : * ( لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا ) * ، يعنى ( 4 ) براى فردا ذخيره ننهند . سفيان گفت : هيچ جانور نيست كه ذخيره نهد مگر آدمى و موش و مورچه . آنگه گفت : * ( وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ ) * ، اگر بپرسى از اين كافران كه آسمان و زمين كه آفريد و آفتاب و ماه را كه مسخّر و مذلَّل كرد تا به فرمان او در فلك خود مىروند ؟ بگويند كه : خداى ، چه به بديههء عقل دانند كه بتانى جماد كه ساخته و كردهء ايشان باشند ، اين نتوانند كردن . * ( فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ ) * ، چگونه مىگردانند اينان را ، و كجا مىبرند از ره حق يعنى شيطان و رؤساى ضلالت . و اگر او كردى ، نگفتى : ( فانى تؤفكون ) ( 5 ) . آنگه قوّت آيات متقدّم را گفت : * ( اللَّه يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِه وَيَقْدِرُ لَه ) * ، خداى بگستراند روزى بر آن كه خواهد از بندگانش ، و قدر و تضييق كند بر آن كه او خواهد به حسب مصلحت ، چه او به همه چيزى عالم است و به عواقب و مصالح امور بندگان . * ( وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ ) * ، اگر بپرسى از اين كافران : * ( مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً ) * ، كه فرستاد از آسمان آبى كه زنده كرد زمين را به نبات پس از آن كه مرده بود و خشك شده ؟ * ( لَيَقُولُنَّ اللَّه ) * ، [ بگويند ] ( 6 ) و اقرار دهند كه خداى كرد . * ( قُلِ الْحَمْدُ لِلَّه ) * ، بگو سپاس خداى را بر اين نعمت كه با ما كرد . آنگه اضراب فرمود به « بل » ، گفت : * ( بَلْ ) * ،
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : ندارد . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : بر مىگرفت . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : ابا لله . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : معنى آن است كه . ( 5 ) . آط ، آب ، مش چگونه مىگردانند اينان را . ( 6 ) . اساس : ندارد ، از آط افزوده شد .