الشيخ أبو الفتوح الرازي
180
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
است ، او به ( 1 ) داند آنان را كه ايشان برهدى و ره راستاند ، و آنان را كه ايشان در ضلالتاند ، يعنى مؤمن و كافر ، و ( 2 ) مشتبه نه اند و مستحقّ ثواب از مستحقّ عقاب و نكال . * ( وَما كُنْتَ تَرْجُوا أَنْ يُلْقى إِلَيْكَ الْكِتابُ إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ ) * ، گفت : تو اميد نداشتى كه اين كتاب قرآن را بر تو القا كنند و انزال كنند و تو از خداى نبوّت و پيغامبرى نه بدوسيدى . * ( إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ ) * ، استثناى منقطع است بمعنى لكن رحمة من ربّك ، و لكن رحمت خداى بر تو فرود آمد . فرّاء گفت : تقدير آن است كه غير أنّ ربّك رحمك فأنزله عليك ، الَّا آن است كه خداى بر تو رحمت كرد و كتاب تو بر تو انزله كرد ، تا تو قصص و احوال امم سالفه ( 3 ) بر اهل مكّه مىخوانى ، و تو آن ناديده و ناشنيده از كسى و در كتابى ناخوانده * ( فَلا تَكُونَنَّ ظَهِيراً لِلْكافِرِينَ ) * ، نگر تا معاونت و يارى كافران نكنى ، و واجب نبود ( 4 ) كه پيغامبر - عليه السّلام - وقتى معاونت ايشان كرده باشد تا خداى ( 5 ) او را نهى كند ، چه نهى درست بود از فعلى كه هرگز منهى نكرده باشد و بر خاطر او گذشته ( 6 ) نبود ، و گفتند : مانند اين آيات ، حق تعالى براى تعليم و توقيف ( 7 ) ما گفت . * ( وَلا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آياتِ اللَّه بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَيْكَ ) * ، و نبايد تا اين كافران مانع باشند تو را از آيات خداى پس از آن كه خداى انزال كرد بر تو . * ( وَادْعُ إِلى رَبِّكَ ) * ، و تو خلقان را دعوت كن و با خداى خوان . * ( وَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ) * ، و از جملهء مشركان مباش . * ( وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّه إِلهاً آخَرَ ) * ، و با خداى ( 8 ) ، خداى ديگر مخوان . * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * ، جز او خدايى نيست . * ( كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه ) * ، همه چيز هلاك خواهند شد مگر ذات او - جلّ جلاله - و بيان كردهايم كه : « وجه » عبارت باشد از ذات . صادق - عليه السّلام - گفت : الَّا دينه ، مگر دين او و ما اريد به وجهه ، و آن طاعتى كه براى او
--> ( 1 ) . مش : بهتر ، كا : و نيز داند . ( 2 ) . مش ، كا : كافر بر او . ( 3 ) . مش : سابقه . ( 4 ) . آز : نبودى . ( 5 ) . آب تو . ( 6 ) . آط : گزشته . ( 7 ) . آب ، آج ، لب ، آز ، مش : توفيق . ( 8 ) . آب ، آز ، مش ، كا تعالى .