الشيخ أبو الفتوح الرازي

179

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كرده شد در مقادير ثواب و عقاب و جهت استحقاق جز خداى نداند ، براى آن كه وجوهى كه واقع بود بر آن تقرّب و اخلاص و خضوع و خشوع متفاوت است در حقّ مكلَّفان ، براى آن درجات ايشان متفاوت است . * ( إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ ) * ، گفتند : آن خداى كه قرآن بر تو فريضه كرد ، يعنى واجب كرد ، امتثال اوامر و نواهى قرآن و كار بستن آن ، و گفتند : انزل عليك مفصّلا مقطَّعا ، قرآن بر تو انزله كرد فصل فصل و قطعه قطعه . و اصل « فرض » قطع باشد . * ( لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ ) * ، با جاى خود برد يعنى با مكّه ، اين قول مجاهد است و روايت عوفى از عبد اللَّه عبّاس . قتيبى گفت : معاد مرد ، شهرش باشد و خانه‌اش ، براى آن كه او در هر شهرى و جايى رود ، آنگه با شهر و وطن خود شود . مقاتل گفت : رسول - عليه السّلام - از مكّه به شب برون ( 1 ) آمد به غار رفت ، و هم در شب از غار برون ( 2 ) آمد و نه بر راه راست به مدينه رفت . چون به جحفه رسيد - و آن منزلى است ميان مكّه و مدينه - ايمن شد ، با ره راست آمد و ره بشناخت ( 3 ) ، او را ياسهء مكّه خواست مولد ( 4 ) خود و مولد ( 5 ) پدران ياد كرد . جبريل آمد و گفت : خدايت سلام مىكند و مىگويد تو را به مكّه يا سه مىباشد ، من تو را با مكّه برم با فتح و ظفر و اكرام و اعزاز ، و اين آيت آورد : * ( إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ ) * . عبد اللَّه عبّاس گفت : اين آيت نه مكّى است نه مدنى ، به جحفه فرود آمد بين مكّة ( 6 ) و المدينة ( 7 ) . ابو سعيد خدرىّ گفت : * ( إِلى مَعادٍ ) * ، يعنى الى الموت ، تو را با مرگ برد ، چه معاد و مرجع همه خلق با مرگ است ، و اين روايت سعيد جبير است از عبد اللَّه عبّاس . حسن و زهرى و عكرمه گفتند : با قيامت . ابو مالك و ابو صالح گفتند : با بهشت ، و يك روايت از مجاهد اين است . * ( قُلْ رَبِّي ) * ، بگو اى محمّد كه خداى من عالمتر

--> ( 2 - 1 ) . آب ، آج ، لب ، آز ، مش : بيرون . ( 3 ) . مش : بشناختيد . ( 5 - 4 ) . كا : مولود . ( 6 ) . آج ، لب : المكّة . ( 7 ) . مش ، كا : و مدينه .