الشيخ أبو الفتوح الرازي
170
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
چون صنعت او را تمام شد ، او اين كار بر دست گرفت و از اين مال ( 1 ) عظيم بساخت . بعضى دگر گفتند : موسى خواهرش را بياموخت ، و خواهرش به حكم او بود . او قارون را بياموخت . و گفتهاند : مراد به اين ، علم تجارت و وجوه مكاسب است . مسيّب بن شريك گفت : مال و خزاين او به حدّى رسيد كه چهار صد هزار هزار ( 2 ) كليد بود آن ( 3 ) را در چهل انبان ، خداى تعالى گفت : * ( أَ وَلَمْ يَعْلَمْ ) * ، نمىداند قارون كه خداى تعالى هلاك كرد آنان را كه پيش او بودند از قرنها و امّتان كسهايى ( 4 ) را كه به قوّت از او سختتر بودند ، و به جمع مال بيشتر از او بودند ، و اين بر سبيل تهديد و وعيد گفت . * ( وَلا يُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ ) * ، و كافران را نپرسند از گناهشان ، يعنى ايشان را بى حساب به دوزخ برند . اين قول قتاده است . مجاهد گفت : فريشتگان نپرسند ، خداى پرسد ، و فريشتگان براى آن نپرسند ( 5 ) كه ايشان را پشيمان ( 6 ) شناسند . حسن بصرى گفت : نپرسند ايشان را بر وجه استعلام ، بل بر وجه تقريع و توبيخ و تعذيب ( 7 ) . * ( فَخَرَجَ عَلى قَوْمِه فِي زِينَتِه ) * ، گفت : قارون بيرون آمد بر قوم خود در زينتى كه او را بودى . جابر بن عبد اللَّه الانصارىّ گفت : مراد به اين ، زينت قومش ( 8 ) بود كه او جامهء قرمز پوشيدى . نخعىّ و حسن گفتند : جامههاى سرخ بود . مجاهد گفت : بر اسپان خنگ نشستى ، زين ارجوانى معصفر بر او نهاده ( 9 ) . قتاده گفت چهار هزار اسب بار - گير داشت . ابن زيد گفت : چون او بر نشستى ، هفتاد هزار سوار با او بودندى با سازهاى معصفرى و ارجوانى ، و آن روز اوّل روز بود كه مردمان جامه و ساز ارجوانى ديدند . مقاتل گفت : او بر استرى ( 10 ) سپيد ( 11 ) نشسته بود به ساز زر . مسلم گفت : چهار هزار
--> ( 1 ) . آب ، آز ، مش : از آن مالى . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : چهار صدر هزار . ( 3 ) . آج ، لب : آنان . ( 4 ) . آب ، مش ، كا : كسانى . ( 5 ) . اساس : پرسند ، با توجّه به نسخهء كاتصحيح شد . ( 6 ) . كا : بسيما ، ديگر نسخه بدلها ندارد . ( 7 ) . كا : ملامت . ( 8 ) . كذا : در اساس ، همهء نسخه بدلها : قرمز . ( 9 ) . نسخهء آل : در اين جا پايان مىپذيرد . ( 10 ) . آج ، لب : شترى . ( 11 ) . آج ، لب ، مش : سفيد .