الشيخ أبو الفتوح الرازي

171

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

سوار با جامه‌هاى ارجوانى و ساز ارجوانى با سيصد كنيزك با جامه‌ها و حلَّه‌ها و سازها بر استران ( 1 ) اشهب نشسته . * ( قالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا ) * ، گفتند آنان كه طالبان و مريدان دنيا بودند : * ( يا لَيْتَ لَنا ) * ، كاشك ( 2 ) تا ما را بودى مانند آن كه قارون را داده‌اند . * ( إِنَّه لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ) * ، چه او را بهرهء تمام است از دنيا . * ( وَقالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ) * ، گفتند آنان كه ايشان را علم دادند به جواب طالبان دنيا ، يعنى عالمان گفتند مال داران و مال جويان را : * ( وَيْلَكُمْ ) * ، واى شما ( 3 ) . * ( ثَوابُ اللَّه خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صالِحاً ) * ، ثواب خداى بهتر است آنان را كه ايمان دارند و عمل صالح كنند از آنچه او جمع كرده است . * ( وَلا يُلَقَّاها إِلَّا الصَّابِرُونَ ) * ، و تلقين نكنند و توفيق ندهند اين كلمه و اين حكمت الَّا صابران را . و « تلقّى » ، استقبال باشد و در جاى تلقين نيز استعمال كنند - و شرح اين رفته است به استقصاء . * ( فَخَسَفْنا بِه وَبِدارِه الأَرْضَ ) * ، آنگه حق تعالى ذكر و بال عاقبت مذموم او كرد و گفت : فرو برديم او را و سرايش را به زمين . اهل سير چنين گفتند كه : قارون از جملهء علماى بنى اسرايل بود ، و توريت بهتر خواندى از ايشان . و مردى توانگر ( 4 ) بود ، و سبب بغى او توانگرى ( 5 ) بود و كثرت مال . گفتند : اوّل طغيان و عصيان او آن بود كه خداى تعالى موسى را گفت : قومش ( 6 ) را بگوى تا هر كسى چهار رسن در گوشهء ردا بندند سبز به رنگ آسمان . موسى گفت : بار خدايا ! چرا چنين فرمودى ، و حكمت در اين چيست ؟ خداى تعالى گفت : براى آن گفتم كه بنى اسرايل غافلند ، و من از آسمان كتابى خواهم فرستادن ، فرمودم كه اين خيوط آسمان رنگ در گوشهء ردا بندند ، تا هر گه كه در آن نگرند ( 7 ) آسمان با ياد ايشان آيد ، [ 195 - پ ] و آن كه ( 8 ) من از آسمان كتابى خواهم فرستادن . موسى - عليه السّلام - گفت : بار خدايا ! روا نباشد اگر ( 9 ) بفرمايى تا ردا جمله سبز

--> ( 4 - 1 ) . همهء نسخه بدلها : اشتران . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : كاشكى . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : بر شما . ( 5 ) . آب ، آج ، لب ، آز ، كا : توانگر . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : قومت . ( 7 ) . آط ، آج ، لب : هر كه در آن نگرد . ( 8 ) . آب ، آز ، كا : آنگه . ( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز ، مش : كه .