الشيخ أبو الفتوح الرازي
154
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و كثرت كفّار ، و اين معروف است و اخبار به اين ناطق است . صادق - عليه السّلام - گفت : مثل ابو طالب در اسرار ايمان و اعلان كفر ، مثل اصحاب الكهف است كه ايشان ايمان پنهان داشتند ، ايشان را مزد دوباره باشد ، و همچنين ابو طالب را ، و او از دنيا بنرفت تا فريشتگان او را بشارت ندادند به بهشت ، و چون او را وفات آمد جبريل آمد و گفت : خداى تو را مىفرمايد كه از مكّه برو كه تو را در مكّه ناصرى نيست پس از عمّت ابو طالب . پس معلوم شد از اين وجوه كه آيت در شأن او نيست ، و مراد به « هدى » ايمان نيست ، امّا طريق ايمان است و امّا ثواب بر ايمان چنان كه در دگر آيات بيان كرديم ، و روا بود كه مراد حكم و تسميه باشد . قوله : * ( وَقالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا ) * ، مفسّران گفتند : آيت در حارث بن عثمان بن نوفل بن عبد مناف ( 1 ) آمد كه او رسول را گفت - عليه السّلام : ما به تو ايمان آوردمانى ( 2 ) اگر نه آنستى كه ما را انديشه مىباشد كه عرب ما را بربايند از زمين ما ، چه ايشان مجتمعند بر خلاف تو ، و ما را قوّت و منعت نيست ، و اين بر سبيل تعلَّل گفت . حق تعالى اين از او باز گفت و جواب داد از اين ، گفت مىگويند : اگر چنان كه ما متابعت دين اسلام كنيم با تو ، ما را از زمين مكّه بربايند . آنگه به جواب او گفت : * ( أَ وَلَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً ) * ، نه ما ايشان را حرمى ( 3 ) ايمن كردهايم ، براى آن كه عرب را عادت بودى كه يكديگر را ( 4 ) غارت كردندى ، و يكديگر را كشتندى جز اهل مكّه كه ايشان ايمن بودندى براى حرمت حرم . * ( يُجْبى إِلَيْه ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ ) * ، به آن جا مىبرند ميوهها از هر نوعى ، و مدنيان و يعقوب ، « تجبى اليه » خواندند به « تا » ى تأنيث ، براى آن كه ثمرات مؤنّث است ، و ديگران به « ياء » خواندندى ( 5 ) براى تقدّم فعل و حايل كه از ميان فاعل ( 6 ) و مفعول هست . * ( رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا ) * ، نصب او بر مفعول له است ، روزى از نزديك ما ، و لكن بيشترينهء ( 7 ) ايشان ندانند .
--> ( 1 ) . اساس : حارث بن عثمان بن عبد مناف بن نوفل ، با توجّه به آط ، و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : آورديمى . ( 3 ) . آج ، لب ، آل : حرامى . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : كه بر يكديگر . ( 5 ) . آط ، آج ، لب ، مش : خواندند ، آب ، آز : خواندهاند . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : فعل . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : بيشتر .