الشيخ أبو الفتوح الرازي
102
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
دشمنى ( 1 ) باشد و اندوهى . و اين « لام » « لام » غرض نيست ، براى آن كه ايشان را غرض نه اين بود ، بل غرض ايشان آن بود كه خداى تعالى گفت : * ( قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَلَكَ ) * ، و لكن چون در سابق علم خداى - عزّ و جلّ - چنين بود كه لا محال دشمن ايشان خواهد بودن و حزن ايشان ( 2 ) ، گفت : پندارى خود او را براى اين كار بر گرفتند ، و اين « لام » را « لام » عاقبت مى ( 3 ) خوانند ، و چند جاى ذكر او برفت و شواهد او گفته شد از اشعار . بعضى دگر گفتند : « التقاط » ، در اين موضع از قول عرب است كه ايشان گويند : رأيت فلانا التقاطا ، اى فجأة من غير قصد و لا طلب ، قال الرّاجز : و منهل وردته التقاطا لم الق اذ وردته فرّاطا و « لقطه » از اين جاست براى آن كه ناگاه يابند بى قصد و طلب . پس معنى اين باشد كه : وجده آل فرعون فجأة فأخذوه كأخذ ( 4 ) اللقطة . * ( لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَناً ) * ، كوفيان [ 175 - پ ] خواندند ( 5 ) : « حزنا » به ضمّ « حا » و سكون « زا » ، و باقى قرّاء « حزنا » به فتح « حا » و « زا » ، و همالغتان : كالبخل و البخل ، و العدم و العدم ، و السّقم و السّقم . * ( إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَجُنُودَهُما كانُوا خاطِئِينَ ) * ، كه فرعون و هامان و لشكرشان گناهكار بودند ، يقال : خطىء اذا أثم فهو خاطئ و اخطأ اذا لم يصب الغرض فهو مخطىء . * ( وَقالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ ) * ، گفت زن فرعون - و هى ( 6 ) آسيه بنت مزاحم : * ( قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَلَكَ ) * ، اى هو قرّة عين لي و لك ، اين كودك روشنايى چشم ما باشد ، مرفوع است بر خبر مبتداى محذوف . * ( لا تَقْتُلُوه ) * ، مكشى او را . * ( عَسى أَنْ يَنْفَعَنا ) * ، باشد كه ما را در اين نفعى باشد ، يا ( 7 ) او را به فرزندى ( 8 ) گيريم . * ( وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ ) * ، و ايشان نمىدانستند كه او كيست . مجاهد و قتاده گفتند : ايشان نمىدانستند ( 9 ) كه مآل كار
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : دشمن . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها خداى تعالى . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : كما اخذ . ( 5 ) . آب ، آز : خواندهاند ، آج ، لب ، آل : خوانند . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : او . ( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز ، آل : تا . ( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز ، آل : به فرزند . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا ، عبارت « كه او كيست . . . نمىدانستند » را ندارد .