الشيخ أبو الفتوح الرازي

214

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ ) * ، به شب و روز تسبيح مىكنند و ايشان را فتورى و سستى نباشد ، و نصب « ليل » و « نهار » بر ظرف است . * ( أَمِ اتَّخَذُوا ) * ، « ام » به معنى بل است اين جا ، يعنى آن كلام رفت ( 1 ) از آن اضراب كرد و در حديث كافران گرفت كه ايشان خدايانى گرفته‌اند از زمين ، و « من » تبيين راست ، يعنى از سنگ و چوب و چيزهايى كه از معادن باشد از زر ( 2 ) و آهن . آنگه به لفظ استفهام بر سبيل تقريع ( 3 ) گفت : * ( هُمْ يُنْشِرُونَ ) * ، احياى موتى ايشان مىكنند و مردگان را ايشان زنده مىكنند ، يقال : نشر اللَّه الموتى نشرا فنشروا هم ( 4 ) نشورا ، اين لفظ هم لازم باشد و هم متعدّى و به مصدر جدا شود . و بعضى دگر اهل لغت گفتند : انشر اللَّه الموتى فنشروا هم . و زجّاج در شاذّ خواند ( 5 ) : هم ينشرون ( 6 ) ، به فتح « شين ( 7 ) » ، به معنى آن كه : يبقون احياء لا يموتون ، ايشان خدايانى گرفته‌اند كه زنده بماندند ( 8 ) و نميرند . آنگه حق تعالى گفت : * ( لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّه لَفَسَدَتا ) * ، اگر در آسمان و زمين خدايانى بودندى جز خداى تعالى ، آسمان و زمين تباه شدى . و « الَّا » اين جا به معنى « غير » است ، چنان كه غير كه اصل او صفت است آوردند به معنى استثناء ، « الَّا » كه معنى او استثناست آورد اين جا به معنى « غير » كه صفت باشد ، و التّقدير : لو كان فيهما الهة غير اللَّه ، اى الهة مغايرة للَّه . و اين معنى دليل ممانعت است ، و متكلَّمان دليل ممانعت از اين جا گرفتند ، گفتند : دليل بر آن كه خداى - جلّ جلاله - يكى است آن است كه اگر روا بودى كه دو بودى يا بيشتر ميان ايشان ممانعت ممكن بودى و ممتنع نبودى ، پس [ 28 - پ ] مؤدّى بودى با آن كه اگر يكى چيزى خواستى و يكى ضدّ آن و خلاف ( 9 ) ، يا مراد هر دو برآمدى يا مراد هيچ دو برنيامدى ، يا مراد يكى

--> ( 1 ) . آج ، لب و . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : از روى . ( 3 ) . اساس : تقرير ، به قياس با نسخهء آط ، و اتّفاق نسخه بدلها و معنى عبارت ، تصحيح شد . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : فنشروهم . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : زجّاج گفت در شاذ خواندند . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها على الفعل المجهول . ( 7 ) . كذا در اساس و ديگر نسخه بدلها ، به قياس با منابع تفسير و قراءت ، به قتح « يا » صحيح به نظر مىرسد . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : نمانند . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها آن .