الشيخ أبو الفتوح الرازي
184
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
قرآن از پيش آن كه بگذارند به تو وحى او ، و بگو بار خدايا بيفزاى مرا دانشى . ما عهد كرديم به آدم از پيش پس فراموش كرد و نيافتيم او را عزمى . و چون گفتيم فريشتگان را سجده كنى آدم را ، سجده كردند مگر ابليس ( 1 ) سر باز زد . گفتيم : اى آدم ! اين ( 2 ) دشمن تو و جفت ( 3 ) تو است ، بيرون نكند شما را از بهشت كه رنجور شوى ! تو راست كه گرسنه نشوى در آن جا و برهنه نشوى . و تو تشنه نشوى در آن جا و بر صحرا نيفتى . وسوسه كرد به او ديو ، گفت : اى آدم ! ره نمايم تو را بر درخت جاويدان و پادشاهى كه كهنه نشود ؟ بخوردند ( 4 ) از آن و پديد آمد ايشان را عورتشان ، باستادند ( 5 ) ، مىدوختند در ( 6 ) ايشان از برگ بهشت ، و نافرمانى كرد آدم در خدايش و نوميد شد . آنگه بر گزيد او را خداى ( 7 ) ، و تو به پذيرفت بر او و لطف كرد . گفت فرو شوى از اين جا جمله بهرى از شما بهرى را ( 8 )
--> ( 1 ) . آب ، مش كه . ( 2 ) . آب ، مش ابليس . ( 3 ) . آج ، لب : زن . ( 4 ) . آب : پس بخوردند . ( 5 ) . آب : و بايستادند . ( 6 ) . آب ، آج ، لب : بر . ( 7 ) . آب او . ( 8 ) . آج ، لب : بر بهرى .