الشيخ أبو الفتوح الرازي

175

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( قالَ هُمْ أُولاءِ عَلى أَثَرِي ) * ، موسى گفت : اينك ايشان ( 1 ) بر اثر مناند و من براى آن شتافتم تا طلب رضاى تو كنم . خداى تعالى او را خبر داد از فتنهء سامرى ، گفت : * ( فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا ) * ، ما قوم تو را امتحان كرديم از پس تو ، يعنى از پس آمدن تو . * ( وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ ) * ، و سامرى ايشان را گمراه كرد . نگر تا قديم - جلّ جلاله - چگونه فرمود حوالت امتحان كه تفسير او تشديد تكليف باشد ، به خود حوالت كرد ( 2 ) و حوالهء ( 3 ) اضلال به سامرى كرد ، اگر اضلال خداى كردى ، حوالت به سامرى نبودى . مفسّران گفتند : ششصد هزار مرد بودند همه به گوساله مفتون و گمراه شدند ، جز دوازده هزار مرد كه ايشان با هارون بماندند ، گوساله پرست نشدند . * ( فَرَجَعَ ) * ( 4 ) ، موسى - عليه السّلام - با ميان قوم ( 5 ) آمد خشمناك و دلتنگ ، ايشان را گفت : * ( يا قَوْمِ ) * ، اى امّت من ! نه خداى تعالى شما را وعده و نويد نكو داد ؟ و آن وعده آن بود كه خداى تعالى گفته بود كه : من كتابى دهم شما را كه در او بيان حلال و حرام باشد ، يعنى توريت روزگار دراز شد از پس مفارقت من از شما ؟ صورت استفهام است و مراد انكار ، يعنى عهد دراز نشد ( 6 ) . « ام » ، معادلهء همزهء استفهام است ، يا شما خواستى كه حلال شود بر شما خشمى از خداى من ( 7 ) و قرّاء خلاف نكرده‌اند در كسر « حا » اين جاى كه ( 8 ) حلّ ( 9 ) يحلّ خواندند ( 10 ) من الحلال . * ( فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِي ) * ، موعد من خلاف كردى . و وعدهء ايشان موسى را آن بود كه : بر عهد او بايستند و مقام كنند و از آن بر نگردند تا آمدن موسى باشد . * ( قالُوا ما أَخْلَفْنا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنا ) * ، ما وعدهء تو را خلاف نكرديم به ملك و قدرت و طاقت خود ، اين مؤمنان گفتند كه مالك نبوديم و نتوانستيم دفع آن كيد كردن كه

--> ( 1 ) . آط ، آب ، آز ، ايشان اينك ، آج ، لب : ايشان را اينك . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : به خود كرد . ( 3 ) . آط ، آب ، آز ، مش : حوالت . ( 4 ) . آج ، لب * ( مُوسى إِلى قَوْمِه ) * . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها خود . ( 6 ) . آج ، لب ، مش : نشده . ( 7 ) . كذا در اساس ، همهء نسخه بدلها : شما . ( 8 ) . آط ، آج ، لب ، آز ، مش : اين جايگه . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها : جمله . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : خوانند .