الشيخ أبو الفتوح الرازي

68

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

تصرفاتش مملوك بود بر او و آن را كه ما ( 1 ) او را روزى دهيم از خزاين خود روزى نيكو ( 2 ) و او از آن جا نفقه مىكند پنهان و آشكارا راست باشند با هم ؟ يعنى ( 3 ) نباشند ، استفهامى است به معنى جحد . در معنى او دو قول گفتند : يكى آن كه خداى تعالى مثل زد بندهء بى مال بى تصرّف مملوك را به كافر ، و مؤمن را مثل زد به مرد ( 4 ) سخىّ مال دار ، يعنى چنان كه آن دو با يك ديگر ( 5 ) راست نباشند اينان نيز با يك ديگر راست نباشند ، اين قول عبد اللَّه عبّاس است و قتاده . مجاهد گفت : مثل زد خداى تعالى اصنام ايشان را به بندهء چونين ( 6 ) و خود را مثل زد به آزادى سخىّ بسيار مال بسيار خرج . آنگه گفت : راست باشند ( 7 ) با يك ديگر و اين بر سبيل تقريع و توبيخ ( 8 ) كافران گفت [ تا تنبيه كند ايشان را بر خطايشان ( 9 ) در عبادت اصنام و ترك عبادت خداى آنگه گفت : * ( الْحَمْدُ لِلَّه ) * ، يعنى لا يستوون و الحمد للَّه ، راست نباشد به حمد اللَّه و منّه . بعضى دگر گفتند : * ( الْحَمْدُ لِلَّه ) * ، براى آن گفت كه اين اصنام را كه ايشان مىپرستند مستحقّ هيچ حمد نيستند إنّما حمد و سپاس بر حقيقت خداى راست - جلّ جلاله . آنگه گفت ] ( 10 ) : * ( بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ ) * ، بل بيشتر مردمانندانند ، يعنى كافران كه اين انديشه نكرده باشند و تفكّر ندانند و ايشان بيشترين قوم بودند . آنگه مثلى ديگر زد ، گفت : * ( وَضَرَبَ اللَّه مَثَلًا رَجُلَيْنِ ) * ، مثل زد دو مرد را : يكى گنگ كه ( 11 ) قادر نباشد بر سخن گفتن و عاجزى و مدبرى باشد [ و او و بال و بار گران بود بر پسر عمّش هر كجا فرستد او را چون باز آيد خيرى ( 12 ) نيارد از مدبرى و عاجزى ] ( 13 ) و بىآلتى و بىزبانى كه نداند كه مردمان چه گويند و او را چه جواب بايد دادن ( 14 ) . او راست باشد با مردى عادل كه عدل كند و عدل فرمايد و بر ره راست

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : و آن كه ما . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : نيك . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم راست . ( 4 ) . قم : مردى . ( 5 ) . آب ، آز : آن به يك ديگر . ( 6 ) . قم ، آب ، آز ، آج ، لب : چنين . ( 7 ) . آب ، آز ، به سياست باشند ، آج ، لب : راست باشد . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : توبيخ و تقريع . ( 9 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : خطاى ايشان . ( 13 - 10 ) . اساس افتادگى دارد ، از قم ، افزوده شد . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها : كه او . ( 12 ) . آط ، آب ، آز : چيزى . ( 14 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : داد .