الشيخ أبو الفتوح الرازي

63

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ ) * ، و نيز از جملهء وحى كه نحل را داد ، آن است كه گفت : گفتيم او را كه از هر ميوهء پاكيزه بخور و اين « كلّ » اين جا به معنى استغراق نيست ، بل چنان است كه گفت : ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً . . . ( 1 ) ، و قوله : وَأُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ . . . ( 2 ) ، و قوله : تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّها . . . ( 3 ) ، از هر ميوه‌اى و شكوفهء پاكيزه‌اى خوش بوى خوش طعم . * ( فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا ) * ، و بر راه خدا برو ( 4 ) ذلول ( 5 ) ، يعنى مطيع و فرمان بردار . بعضى دگر گفتند : حال است از « نحل » . و بعضى دگر گفتند : حال است از « سبل » ( 6 ) . بر قول اوّل حال باشد از فاعل ، و بر قول دوّم حال باشد از مفعول ، يعنى ، هيچ راه بر تو دشخوار ( 7 ) نباشد كه خواهى تا آن جا روى . آنگه گفت : * ( يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُه ) * ، از شكم او بيرون مىآيد شرابى به رنگهاى گوناگون : از سپيد و زرد و سرخ ( 8 ) . * ( فِيه شِفاءٌ لِلنَّاسِ ) * ، در او شفاست مردمان را . در ضمير خلاف كردند كه عايد با كيست ؟ مجاهد گفت : با قرآن ، يعنى در قرآن شفاست مردمان را ، و باقى مفسّران گفتند : راجع است با شراب ، يعنى عسل و اين لايق است به ظاهر . در خبر است كه مردى به نزديك رسول - عليه السّلام - آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! برادرم را از درد شكم رنج مىباشد ، گفت : اسقيه عسلا ، برو انگبين ده او را برفت و او را انگبين داد ، باز آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! سود نداشت . گفت : برو انگبينش ده ، صدق اللَّه و كذب بطن اخيك ، كه خداى راستيگر ( 9 ) است و شكم او دروغزن . برفت و انگبين داد او را ، نيك شد . عبد اللَّه مسعود گفت : العسل شفاء للنّاس و القرآن شفاء لما فى الصّدور ، انگبين شفاى مردمان است و [ 97 - ر ] قرآن شفاى دلهاست ، يعنى من الشّكّ و الشّبهه ( 10 ) . و هم او گفت : عليكم بالشّفائين : القرآن ( 11 ) و العسل ،

--> ( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 260 . ( 2 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 23 . ( 3 ) . سورهء احقاف ( 46 ) آيهء 25 . ( 4 ) . لب : برود . ( 5 ) . قم : ذليل . ( 6 ) . قم : سبيل . ( 7 ) . آج ، لب : دشوار . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : سپيد و سرخ و زرد . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : راستگو . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : و الشّبه . ( 11 ) . آط ، آب ، آز : بالشّفاء من القرآن ، آج ، لب : بين القرآن .