الشيخ أبو الفتوح الرازي
18
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
جا كلام تمام است كه : * ( وَعَلاماتٍ ) * . آنگه ابتدا كرد و گفت : * ( وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ ) * ، و به ستاره ره برند ( 1 ) ايشان . و محمّد بن كعب و كلبى گفتند : اين همه يك حديث است و معنى ( 2 ) آن است كه كوهها علامات روز باشد و ستاره علامات شب ، مجاهد و ابراهيم گفتند : مراد به هر دو ، نجوم است كه بهرى علاماتاند و بهرى هدايت را شايند . سدّى گفت : مراد ثريّا و بنات النّعش است و فرقدين و جدى كه مردم به او راه برند و قبله بشناسند . قتاده گفت : خداى تعالى ستاره سه كار را آفريد : يكى از بهر زينت آسمان را ، و دوم رجوم شياطين را ، و سهام ( 3 ) علاماتى كه به او ( 4 ) راه برند . هر كه جز اين گويد براى خود گويد چيزى كه او را به آن علمى نباشد . * ( أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ ) * ، آنگه ملامت كرد و توبيخ آنان را كه عبادت اصنام كردند ، گفت : آن كه خالق باشد و قادر باشد بر خلق اشيا [ 87 - پ ] چونان باشد كه ( 5 ) نيافريند ( 6 ) و نتواند آفريدن . * ( أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ) * ، هيچ انديشه نكنى تا چگونه تسويت كنند ( 7 ) ميان قادر و عاجز و عالم و جاهل و زنده و مرده ؟ و اين ( 8 ) هر دو جمله را صورت استفهام است ، و مراد تقريع و توبيخ ، نظيره قوله : هذا خَلْقُ اللَّه فَأَرُونِي ما ذا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِه . . . ( 9 ) ، و قوله : أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الأَرْضِ ( 10 ) . آنگاه چون بسيارى نعمتهاى خود را تفصيل داد ، باز نمود كه : نعمت او نه چندان است ( 11 ) كه حصر و حدّ ( 12 ) باشد آن را و شمار به او رسد ، گفت : * ( وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّه لا تُحْصُوها ) * ، اگر خواهى تا نعمت خداى بشمارى و آن را در عدد آرى نتوانى چه آن نه چندان است كه محصور و معدود باشد ( 13 ) . و اصل احصا ، افعال باشد من الحصى كه سنگ ريزه است . آنگه معنى آن باشد كه : احصى ، أى جعل مع ( 14 ) الحصى ، براى
--> ( 1 ) . جميع نسخه بدلها : راه برند . ( 2 ) . جميع نسخه بدلها : مراد . ( 3 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : سيم . ( 4 ) . قم : به دو . ( 5 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : چنان كه باشد كه . ( 6 ) . آج ، لب : بيافريند . ( 7 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : كنيد . ( 8 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : چون اين . ( 9 ) . سورهء لقمان ( 31 ) آيهء 11 . ( 10 ) . سورهء فاطر ( 35 ) آيهء 40 . ( 11 ) . جميع نسخه بدلها بر خلقان . ( 12 ) . جميع نسخه بدلها : حدّ و حصر . ( 13 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : چه آن را حدّى و حصرى نيست . ( 14 ) . قم : منه ، آط ، آب ، آز ، آج ، لب : معه .