الشيخ أبو الفتوح الرازي
2
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
كرديم ( 1 ) بر تو اين كتاب را و بدرستى كه بودى تو از پيش اين از جملهء نياگاهان ( 2 ) . چون گفت يوسف پدرش را اى پدر من ، من ديدم يازده ستاره و آفتاب و ماه را ، ديدمشان كه مرا مى سجده كردند ( 3 ) . گفت اى پسرك من قصّه مكن خوابت را بر برادرانت كه بكنند با تو حيلتى كه ديو مر مردم را دشمنى است آشكارا . و همچنين برگزيند تو را خدايت و بياموزد تو را از تأويل خواب و تمام كند نعمتش بر تو و بر آل يعقوب ، چنان كه تمام كرد آن را بر دو پدرت از پيش اين ابراهيم و اسحاق كه خداى تو دانا و محكم كار است . بود ( 4 ) در يوسف و برادرانش دليلهايى پرسندگان را . چون گفتند كه يوسف و برادرش دوستتر است به پدر از ما و ما گروهىايم پدر ما در گمراهى است روشن . بكشى يوسف را يا بيندازى او را به زمينى [ تا خالى شود شما ] ( 5 ) را روى پدرتان را و باشى از پس او گروهى نيكان . گفت گويندهاى از ايشان : مكشى يوسف را و در اندازى او را در قعر [ چاه تا بر آرد او را بهرى ] ( 6 ) رهگذريان ، اگر شما خواهى كردن .
--> ( 1 ) . قم : به آنچه وحى كرديم ، آو ، بم : به آنكه وحى كرديم . ( 2 ) . قم : غافلان . ( 3 ) . قم : مرا سجده مىكردند ، آو ، بم : مرا سجده كردند . ( 4 ) . قم : بدرستى كه بود . ( 6 - 5 ) . اساس ، زير برش صحافى رفته ، از قم ، افزوده شد .