الشيخ أبو الفتوح الرازي

80

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( وَما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً ) * ، گفت : مؤمنان نبايد تا جمله بروند ، رسول - عليه السّلام - را تنها رها كنند ، و قوله : كافة . نصب او بر حال باشد ، و او عبارت باشد از جمله و عموم ، و اصل او از « كف » باشد كه منع بود ، براى آن كه چون همه باشند ، مزاحمت كنند ، و بهرى بهرى را منع كنند ، * ( فَلَوْ لا نَفَرَ ) * ، اى وهلا ، چرا از هر طايفه گروهى بنروند و گروهى با رسول - عليه السّلام - مقام نكنند تا از او فقه آموزند و قوم خود را كه رفته باشند به غزا ، چون باز آيند بياموزند و وعظ و زجر كنند ايشان را ، و [ اين ] قول عبد اللَّه عباس است و ضحّاك و اختيار جبّائى . [ مجاهد گفت : آيت در حق ] ( 1 ) گروهى آمد از صحابهء رسول كه ايشان به قبايل و احياى عرب رفته بودند به باديه ( 2 ) تا ايشان را فقه آموزند . چون عتاب [ معاتبان از متخلفان ] ( 3 ) غزات تبوك بشنيدند ، بترسيدند ، پس از آن هر سريّت كه رفت ، ايشان آن كار رها كردند و با ايشان برفتند ، [ خداى تعالى اين آيت ] ( 4 ) بفرستاد و گفت : چرا به عوض آن كه با سريّت [ مىروى ] ( 5 ) ، به نزد رسول نيايى و از او فقه نياموزى تا چون بنزديك قوم خود باز شوى [ ايشان را بياموزى ] ( 6 ) و ايشان را وعظ و زجر كنى تا از معاصى بپرخيزند ( 7 ) و حذر كنند . و كلبى گفت : آيت در بني اسد آمد كه ايشان را قحطى [ رسيد برخاستند ] ( 8 ) و بجمله زنان و كودكان را برگرفتند و با مدينه آمدند و گفتند : ما آمده‌ايم تا فقه آموزيم از رسول - عليه السّلام - [ سعرها گران بكردند ] ( 9 ) و راهها پليد مىداشتند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد ، گفت : نه نيك كردند ، چرا گروهى از ايشان نيامدند و فقه [ نياموختند تا چون با قوم ] ( 10 ) خود رجوع كردندى و ايشان را وعظ و تذكير گفتندى تا ايشان حذر كردندى . و حسن بصرى گفت : مراد به اين [ فرقت جماعت نافره‌اند ] ( 11 ) ، و معنى آيت آن است كه : چرا از هر قومى گروهى به غزا نرفتند تا مستيقن و مستبصر شدندى به نظر و اعتبار و در [ احوال كفّار و نصرت خداى ] ( 12 ) تعالى مسلمانان را و خذلان او كافران را

--> ( 12 - 11 - 10 - 9 - 8 - 6 - 5 - 4 - 3 - 1 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد . ( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب : پياده . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : بپرهيزند .