الشيخ أبو الفتوح الرازي
51
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
خداى جز مال و جان ، حق تعالى گفت : هر دو به من فروش تا آن طاعت كه بدان هر دو كنى به دو معجب نشوى كه تصرّف در ملك غيرى كرده باشى ، عجبت نرسد تا عجب تو طاعت تو را حقير نكند ، لو لم ( 1 ) تذنبوا فخشيت ( 2 ) عليكم ما هو اشد من ذلك العجب العجب . اشارة اخرى : نفس و مال از تو بخريد تا بدان با مردم خصومت نكنى ، نگويى : مالي و حالي و احوالى و جمالى ، و في ارتقاء المنازل جلالى و افراسي و جمالى و شائى ( 3 ) و غنمى و ماشيتى و مالى و نعمي و جودى بها و كرمي ، براى آن كه كس براى كس با مردمان ( 4 ) خصومت نكند تا از اين دردسر مسلَّم باشى و بر مردمان عزيز و مكرم باشى . اشارة اخرى : تن و مال از تو بخريد تا از هر دو به [ در ] ( 5 ) آيى ، تو مانى و دل ، به دل تا بر او ناز كنى ، و به دل باز و ( 6 ) راز كنى از دل بر او ذل كنى ، دلت به دو متطلَّع ( 7 ) باشد و او بر دلت مطَّلع باشد . اشارة اخرى : هر كه او بندهاى خرد و بنده را مالى باشد ، مال و بنده سيّد را باشد جز كه سيّد مال بر حال خود رها كند تا بنده آزاد شود مال او را باشد ، حق تعالى گفت : مرا به مال تو حاجت نيست ، وَما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلأَنْفُسِكُمْ . . . وَما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ ( 8 ) . . . ، إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لأَنْفُسِكُمْ » . . . ، [ گفت ] ( 10 ) : مال مبتذل دار كه تو راست و من با تو رد كردهام ، و نفس عزيزدار كه مراست . اشارة اخرى : اين كرم نگر ! بنده بندهء او ، و مال مال او ، و بهشت بهشت او ، [ و مالك او ] ( 11 ) و ملك او و بها از نزديك او ، بندهء خود و مال خود از بندهء خود به بهشت خود بخريد ، هم او صاحب ، هم او مالك ، هم او مشترى .
--> ( 1 ) . اساس : اولم ، به قياس با نسخهء او ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : لخشيت . ( 3 ) . آج ، مج : شاتى . ( 4 ) . آو ، آج ، بم ، لب : براى آن كس كه براى مال مردمان با كسى ، مل ، مج : براى آن كه كس براى مال ديگران با مردمان . ( 11 - 10 - 5 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : بر او . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج و لب : مطَّلع . ( 8 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 272 . ( 9 ) . سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 7 .