الشيخ أبو الفتوح الرازي
45
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
مبايعت نباشد ، چون تو از متابعت ( 1 ) فرمان او استنكاف كنى ، او از مبايعت مال و جان تو رغبت نمايد . دگر آن كه [ اين ] ( 2 ) مبايعت در سراى شرع مىرود و شارع در اين ميانه دلَّال است ، آن كه به اين سراى حاضر نيايد و به اين دلالت ( 3 ) معرفت ندارد ، اين دلَّال او را كى رسد كه مبايع ما باشد نه مبايع ما نبود تا متابع ( 4 ) ما نبود ، فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّه . . . ( 5 ) ، دعوى دوستى او مىكنى كمر خدمت ما بر ميان بند تا از او به جزا ( 6 ) محبت يا بى . قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّه فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّه ( 7 ) ، آن كه خواهد كه چيزى خرد اوّل به دلَّال شود تا دلَّالش دلالت كند ، و آن كه چيزى بهايى دارد ، به دلَّال تسليم كند تا دلَّال عرض كند تا كه را [ رغبت ] ( 8 ) ثابت باشد . كافر را جان و مال بهاى ( 9 ) نيست ، لا جرم بر اين درگاهش 1 » رواى ( 11 ) نيست . و آن جان و مال كه به اين بها بهاى نيست در خود بس ( 12 ) بهاى نيست . هر كه چيزى با بها دارد در اين درگاه پر بها دارد ، پس اول از تو معرفت بايد تا از دلالت شفقت بود كه : . . . وَكانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً ( 13 ) . تا از مشتريت ( 14 ) صفقه [ بود ] ( 15 ) كه : * ( إِنَّ اللَّه اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ) * ، تا تو بيگانه باشى او را چه كرا ( 16 ) كند كه با تو شراء كند ، و چون آشنا شدى او را چه منع كند از آن كه با تو بيع كند . پس اوّل قدم در نه ، دست بيعت ( 17 ) بده تا به نوبت دوم به صفقهء بيع دست بر دست زنند ، پاى در نه و دست بده و جان و مال از دست بده تا چو مالت نباشد ، مآلت باشد ، و چون جانت نباشد جنانت باشد . تا تو مالك خودى ، تو را جز مالك مالكى نباشد ، و آن را كه مالك ، مالك بود ( 18 ) به غايت هالك بود . چو ( 19 ) از
--> ( 1 ) . آو ، آج ، بم و . ( 15 - 8 - 2 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : دلَّال . ( 4 ) . اساس : تو ، به قياس با نسخهء مل ، تصحيح شد . ( 7 - 5 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 31 . ( 6 ) . آو ، آج ، بم ، لب : از او جزاى . ( 9 ) . آو ، آج ، بم ، لب : بهايى . ( 10 ) . آو ، آج ، بم : دكانش . ( 11 ) . آو ، آج ، بم ، لب : روايى . ( 12 ) . آو ، بم ، لب : او را بر خودش . ( 13 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 43 . ( 14 ) . بم : مشترى . ( 16 ) . كرا / كرى . ( 17 ) . آو ، آج ، بم ، لب : دست به بيعت . ( 18 ) . اساس : نبود ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 19 ) . همهء نسخهء بدلها ، بجز مج : چون .