الشيخ أبو الفتوح الرازي
276
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
آن روز نيز بشكر روزه داشتند ، و قوله : * ( بُعْداً ) * ، نصب او بر مصدر است ، اى بعد القوم بعدا ، و قيل : ابعدهم اللَّه بعدا ، على مصدر محذوف الزّوايد . * ( وَنادى نُوحٌ رَبَّه ) * ، و ندا كرد و بخواند نوح - عليه السّلام - خداى را و گفت : بار خدايا ! * ( إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي ) * ، پسر من ( 1 ) از اهل من است . و وعدهء تو حقّ است ، يعنى آن وعده كه دادى كه : * ( وَأَهْلَكَ ) * ، كه تو را و اهلت را نجات دهم ، و تو حاكمتر و داورتر ( 2 ) از همهء داورانى . حق تعالى جواب داد و گفت : * ( يا نُوحُ إِنَّه لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ ) * ، او از اهل تو نيست كه او را عملى است نه صالح ، از من مخواه چيزى كه تو را بدان علمى نيست ، و من تو را پند مىدهم از آن كه از جملهء جاهلان باشى ( 3 ) ! اگر سؤال كنند و گويند : نه در اين آيت تكذيب نوح است ، كه نوح مىگويد : * ( إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي ) * ، خداى تعالى مىگويد : * ( إِنَّه لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ ) * ، ديگر گفت : * ( فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ ) * ، از من مخواه چيزى كه ( 4 ) ندانى ، و نيز آن كه گفت : من تو را پند مىدهم تا از جملهء جاهلان نباشى ، جواب از اين چيست ؟ گوييم : از اين سؤال چند جواب است ، يكى آن كه گفت : * ( إِنَّه لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ ) * ، مراد آن است كه او نه از آن اهل است كه من تو را وعده دادم به نجات ايشان ، بل از آنان است كه استثنا كردم ( 5 ) به « الَّا » في قوله : * ( إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْه الْقَوْلُ ) * ، اگر اين وعده مطلق بودى ، اين ايهام افگندى [ 179 - پ ] نوح - عليه السّلام - پنداشت كه او از جملهء آنان است كه موعود است به نجات ايشان فى قوله : * ( قُلْنَا احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ ) * ، پس نوح - عليه السّلام - به اهل ، آن خواست كه فرزند من است و از پشت من است ، و خداى تعالى آن خواست كه نه از آن اهل است كه وعدهء نجات بديشان متعلَّق است ، پس خداى نفى كرد ( 6 ) آنچه او اثبات كرد ، بر اين وجه تناقضى و تنافيى نباشد ميان اين دو خبر ( 7 ) ، و اين تأويل روايت كردهاند از عبد اللَّه عبّاس و
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها است و . ( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : داد ورتر . ( 3 ) . مج : نباشى . ( 4 ) . آو تو را به آن علمى نيست ، و من تو را پند مىدهم از آن از جملهء جاهلان باشى . اگر سؤال كنند . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل او را . ( 6 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز بر اين وجه . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : چيز .