الشيخ أبو الفتوح الرازي
277
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
جماعتى مفسّران . جواب ديگر از او آن است كه : * ( لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ ) * ، اى ليس على دينك ، او بر دين تو نيست ، و اهل تو آن باشد كه بر دين تو باشد ، پس كفر او ، او را به در آورد از آن كه او را حكم اهل باشد ، و بيان اين وجه آن است كه گفت : * ( إِنَّه عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ ) * ، بر سبيل تعليل براى آن كه گفت : او عملى ( 1 ) است نه صالح ، و بدين تعليل روشن مىشود كه مراد نه نفى نسبت است ، نفى دين است ، و اين تأويل نيز روايت كردهاند از جماعتى مفسّران . و وجهى ديگر گفتند : مراد نفى نسبت ( 2 ) است ، و آن كه بر حقيقت فرزند تو نيست ، و انّما بر فراش تو زاده است ، و اين وجه روايت كردهاند از حسن و ابن جريج و مجاهد ، و اين وجه نيك نيست براى آن كه منافى ظاهر قرآن است ، براى آن كه حق تعالى اطلاق كرد و گفت : * ( وَنادى نُوحٌ ابْنَه ) * ، اطلاق كرد بر او نام بنوّت ، و اگر نوح مطلَّع نبود بر اين خداى دانست ( 3 ) ، اگر بر حقيقت پسر او نبودى ، نگفتى : * ( ابْنَه ) * ، و آنان كه اين قول گفتند ، خيانت زن نوح و زن لوط را تفسير بر فجور و زنا كردند ، فى قوله : فَخانَتاهُما . . . ( 4 ) ، اين معتمد نيست ، براى آن كه خداى تعالى بايد تا ايشان را [ از ] ( 5 ) اين منزّه دارد كه اين منفرّ است غايت تنفير . و عبد اللَّه عبّاس تفسير اين خيانت بر آن داد كه : زن نوح قوم نوح را خبر دادى به آن كه او ديوانه است ، و زن لوط قوم لوط را خبر دادى به مهمانان ، پس اين وجه معتمد نيست ، و آن دو وجه اوّل معتمد است . امّا قوله : * ( إِنَّه عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ ) * بعضى مفسّران گفتند كه : اين « ها » راجع است با سؤال ، يعنى سؤال ( 6 ) تو مرا چيزى كه تو را بدان علم نباشد عملى است نه صالح ، و اين قول نيك نيست ، بل « ها » راجع است با پسر نوح ، يعنى اين پسر تو عملى است نه صالح . آنگه آنها كه بنّوت حقيقى نگفتند ولادت فراش گفتند ( 7 ) ، معنى آن است كه :
--> ( 1 ) . آج را . ( 2 ) . آو ، آج ، بم ، مل : نسب . ( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : داناست . ( 4 ) . سورهء تحريم ( 66 ) آيهء 10 . ( 5 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل مكن . ( 7 ) . مج گفتند .