الشيخ أبو الفتوح الرازي

77

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

نرفته بود ، بدلى فرستاده بود . چون خبر آمد كه خداى تعالى ظفر داد مسلمانان را بر مشركان ، آن قوم كه به مكّه بودند از ابو لهب و جز او ذليل و مهين و دل شكسته شدند و ما در خويشتن قوّتى و منعتى بيافتيم ، و من مردى ضعيف بودم و تير تراشيدمى و اين روز بنزديك زمزم خيمه‌اى زده بودم ( 1 ) و امّ الفضل در آن خيمه بود و من در كسر ( 2 ) خيمه تير مىتراشيدم و ما شادمانه بوديم به آن خبر كه به ما رسيده بود از ظفر رسول - عليه السّلام - كه نگاه كردم ( 3 ) ابو لهب بيامد و در پس آن خيمه بنشست و پشت او با پشت من بود [ و من در خيمه بودم ] ( 4 ) خبر آمد كه ابو سفيان رسيد ، گفت : بگوى رنجه شو ( 5 ) تا من از او خبرى پرسم . او بيامد و ( 6 ) بر او بنشست . ابو لهب گفت : يا برادر ! بگو تا اين حال چگونه افتاد ؟ گفت : چه گويم ، چندان بود كه ما ايشان را بديديم پشت به هزيمت داديم و ايشان تيغ در ما نهادند از ما مىكشتند و اسير مىكردند چنان كه خواستند و من مردم را ملامت نمىكنم كه ما جماعتى را بديديم مردانى سپيد روى بر اسپانى ابلق » از ميان آسمان و زمين كه كس پيش ايشان نمىتوانست ايستادن . ابو رافع گفت : من دامن خيمه برداشتم و گفتم آن فريشتگان بودند . ابو لهب دست برآورد و تپانچه‌اى ( 8 ) بر روى من زد ، برخاستم در او جستم و او در من آويخت و مرا بر زمين زد و در ( 9 ) سر من افتاد و مرا مىزد . امّ الفضل از خيمه بيرون آمد و عمودى از عمودهاى خيمه به دست گرفت و بزد بر سر ابو لهب و سر او بشكست شجّه‌اى منكر ، و گفت : او را زبون گرفته‌اى براى آن كه سيّد او غايب است ! او برخاست و برفت ذليل و مهين . به خداى كه بعد از آن بيشتر از هفت روز زنده نماند تا خداى تعالى طاعونى بر او افگند و او در آن بمرد . و او دو پسر داشت [ 23 - پ ] ، آن پسران او را در خانه رها كردند و از او بگريختند ترس تعدّى آن طاعون را كه ايشان از طاعون سخت ترسيدندى تا در خانه بگنديد . مردم ايشان را ملامت كردند ، آخر تنى چند را به مزد بستدند تا بيامدند و آبى بر او ريختند از دور و او را بياوردند و او را در زير ديوارى

--> ( 1 ) . اساس : بود به قياس نسخه آج ، تصحيح شد . ( 2 ) . مل : پس لب : درك . ( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آن : كرديم . ( 4 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد . ( 5 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مل و مج : تا رنجه شود . ( 6 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مل و مج ذر . ( 7 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مج و مل بنشسته . ( 8 ) . مل : تپنچه آج ، لب ، مج : طپانچه . ( 9 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مل و مج : بر .