الشيخ أبو الفتوح الرازي
44
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
اگر راست مىگوييد چون اجابت خواهيد به دعوت و نيابيد بدانيد كه از آن است كه نشنوند و نبينند و ندانند [ 13 - پ ] و قادر و عالم نهاند ، و غنا و كفاف نكنند . آنگه ايشان را بر وجه ديگر تنبيه كرد ، گفت : * ( أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها ) * ، گفت : ايشان پاى دارند كه به آن بروند ! * ( أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها ) * يا دست دارند كه به آن بگيرند ! ابو جعفر ، « يبطشون » خواند هر كجا باشد ، به ضمّ الطَّاء ، و اين هر دو لغت است و كسر فصيحتر است يا چشم دارند كه به آن ببينند ! يا گوش دارند كه به آن بشنوند ! و اين جمله را صورت استفهام است و معنى انكار و تقريع ، يعنى نه پاى رونده و نه دست گيرنده و نه چشم بينا و نه گوش شنوا ( 1 ) . و آن كه جسم ( 2 ) باشد ، او ادراك چيزها به اين حواس كند و فعل به اين آلت كند چون دانند كه ايشان اين آلت ندارند - از آن جا كه جماداند - بدانند كه قادر نهاند و مدرك نهاند ، و آن كه چنين باشد صلاحيّت الهيّت ندارد و سزاى عبادت نباشد . و شما را اين همه آلات هست و بر اين اوصاف حاصل ( 3 ) ، پس عابد از معبود به باشد . آنگه رسول را - عليه السّلام - مىگويد : بگو اين كافران را تا شريكان خود را بخوانند ، يعنى اين بتان را كه مىپرستند و دعوى الهيّت ايشان مىكنند ، و آنگه همه يكى شويد و با من كيد سازيد و در مضرّت من راى زنيد و مرا مهلت ( 4 ) مدهيد و بنگريد تا چه زيان دارد مرا . حلوانى عن هشام « كيدونى » به « يا » خواند في حالتى الوصل و الوقف ، و يعقوب همچنين . و ابو عمرو و ابو جعفر و اسماعيل و داجونى عن هشام در وصل موافقت كردند و در وقف « يا » بيفگندند و باقى قرّاء بى « يا » [ خواندند در هر دو حال ، و يعقوب « تنظرونى » خواند به يا در هر دو حال و باقى قرّاءبى يا ] ( 5 ) . ابو على گفت : رؤوس الايات در باب وقف بمثابت قوافى شعر بود در آن باب كه بر او وقف بايد كردن ، و چون « يا » افتد در اواخر آيات و ابيات مىبيفگنند ، يعنى « يا » ( 6 ) ى اضافت [ الى نفس المتكلَّم ] ( 7 ) . نبينى كه شاعر چگونه گفت : فهل يمنعنّي ارتياد ( 8 ) البلاد من قدر الموت ان يأتين
--> ( 1 ) . آو ، بم ، آن : اشنوا . ( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آن : آنك او را چشم باشد مل ، مج : آنك چشم باشد . ( 3 ) . همه نسخه بدلها بجز مل : حاصلى . ( 4 ) . نسخه اساس : مهللت با توجّه به آو ، تصحيح شد . ( 5 ) . نسخه اساس ندارد از آو افزوده شد . ( 6 ) . مج : باء اضافت . ( 7 ) . اساس : ندارد از آج ، افزوده شد . ( 8 ) . اساس : ارتيادى با توجه به نسخه آو ، تصحيح شد .