الشيخ أبو الفتوح الرازي
45
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و التّقدير : أن يأتينى ، و آن « يا » كه از پس « لام » آيد با او هم اين معاملت كردند و اگر چه « يا » نه اضافت باشد ، چنان كه گفت : يلمس الاحلاس فى منزله بيديه كاليهوديّ المصلّ اراد المصلَّى . * ( إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّه الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ ) * ، آنگه گفت : بگو اى محمّد كه : ولىّ من و اوليتر به كار من و خداوندگار من خداى است ، آن كه او تولَّاى كار صالحان كند ، و كتاب قرآن او فرستاد و تولَّاى كار آن باشد كه مباشرت آن كنند به نفس خود و با كسى ديگر نگذارند . * ( وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِه ) * و آنان كه شما ايشان را مىخوانيد و مىپرستيد بدون خداى - عزّ و جلّ - نصرت شما نتوانند كردن ، و نه نيز نصرت خويشتن ، از آن جا كه جماداند صلاحيّت حيّى و قادرى ندارند . و اين بر سبيل توبيخ و تقريع مىگويند ايشان را در پرستيدن چيزها كه ايشان چنين عاجز و درمانده و مضطرّاند . * ( وَإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا يَسْمَعُوا ) * و ( 1 ) اگر چنان كه ايشان را با هدى و دين مسلمانى و راه راست خوانيد ، نشنوند از آن كه آلت شنيدن ندارند . و گفتهاند : سماع ، به معنى قبول است ، يعنى نپذيرند . * ( وَتَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لا يُبْصِرُونَ ) * و بينى ايشان را كه در تو مىنگرند و نمىبينند يعنى بر آن جمله كه ايشان را كردهاند و پيراستهاند از آنچه هستند ، چشمها درست به شكل كرده ( 2 ) و صورت ناظران و نگرندگان دارند و نمىبينند ، جز آن كه لفظ نظر اين جا مجاز باشد ، براى آن كه نظر به چشم تقليب الحدقة الصّحيحة نحو المرئىّ طلبا لرؤيته باشد و ايشان حدقه صحيح ندارند و نه طالب رؤيتاند ، و لكن چون شكل ناظران دارند و صورت حدقه درست دارند ايشان را ناظر خواند . پس شكل نظر هست به صورت و ابصار نيست به هيچ وجه . بعضى دگر گفتند : مراد به نظر ، مقابله است ، يعنى و تريهم يقابلونك باعينهم و هم لا يبصرون ، چنان كه گفت : اما رأيت الجبل ينظر اليك ، و دور بنى فلان متناظرة ( 3 ) ، اى متقابلة ، قال الشّاعر : اذا نظرت بلاد بني تميم لعينى او بلاد بنى صباح
--> ( 1 ) . همه نسخه بدلها : گفت و . ( 2 ) . آو ، آج ، بم : بكرده مج ، لت : نكرده . ( 3 ) . آو ، آج ، بم ، آن : مناظره .