الشيخ أبو الفتوح الرازي

43

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

هدى و راه راست ، متابعت نكنند شما را ، از آن جا كه جماداتند و عاقل نه‌اند . و سمع و بصر ندارند . و بر قول ديگر : اگر اين بت پرستان را دعوت كنى ، فرمان نبرند و متابعت نكنند [ شما را ] ( 1 ) از آن جا كه بعيد الفهم قليل الفكراند . پس ، از بعد فهم و قلَّت فكر ايشان و غفلت و نادانى اينان ، بر ايشان يكى است اگر دعوت كنى و اگر نكنى كه ايمان نيارند كه در سابق علم من آن است كه ايشان بر كفر ميرند ، و مثله قوله تعالى : وَسَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ( 2 ) ، و براى ان كه مطابقت لفظ نگاه نداشت ، في قوله : * ( سَواءٌ عَلَيْكُمْ أَ دَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صامِتُونَ ) * ، و نگفت : ام صمتم ( 3 ) ، تا مطابق بودى با سر آيت نگاه داشته بود ، كه رؤس الآى في القران بمثابة القوافى فى الشّعر . و آن جا كه عذر نباشد هم اين مراعات نمىكنند ، يك بار چنان مىگويند و يك بار چنين ، كما قال الشّاعر : سواء اذا ما اصلح اللَّه امرهم علينا ادثر ما لهم ام اصارم و قال الآخر : سواء عليك النّفر ام بتّ ليلة باهل القباب من نمير بن عامر * ( إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه عِبادٌ أَمْثالُكُمْ ) * آنگه خطاب كرد با بت پرستان و ايشان را تقريع و ملامت كرد . گفت آنان را كه شما مىخوانى و عبادت مىكنى ، بندگانند هم چون شما عاجزاند و اسير و محتاج ، و اگر باور ندارى ايشان را بخوانى تا اجابت كنند شما را و التماس اجابت كنيد اگر راست مىگوييد . و براى آن بتان را « عباد » گفت كه اشتقاق عبد و عبوديّت از مذلَّت است ، يعنى ذليلاناند ، من قولهم : طريق معبّد ، اى موطَّؤ مذلَّل ، و بعير معبّد اذا كان مطليّا بالقطران فهو اذا ذليل . و جبّائى گفت : معنى آن است كه : ملك خداىاند - جلّ جلاله - چنان كه بنده ملك مالك باشد ، چون مىدانند ( 4 ) كه ايشان عبيداند و مماليكاند و مالك نه‌اند ، از عقل چگونه روا مىدارند ( 5 ) كه ايشان را پرستند ( 6 ) ، [ قال الشّاعر ] ( 7 ) : [ لا اعبدنّك يوما لا ابتغى منك رفدا ] ( 8 ) فانت مثلى عبد ففيم اعبد عبدا و قوله : * ( فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ ) * ، لام امر غايب است ، بگوييد تا اجابت كنند شما را

--> ( 1 ) . اساس : ندارد از آج ، افزوده شد . ( 2 ) . سوره يس ( 36 ) آيهء 10 . ( 3 ) . اساس : صمتم ، با توجه به آو ، تصحيح شد . ( 4 ) . آو ، بم ، مل ، لب ، آن ، لت : مىدانى . ( 5 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آن ، لت : دارى . ( 6 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آن ، لت : پرستى . ( 7 ) . اساس : ندارد به قياس با نسخه مل ، افزوده شد . ( 8 ) . اساس : ندارد از مل ، آورده شد .