الشيخ أبو الفتوح الرازي
34
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
مشغول يكى حوض را اصلاح مىكند و يكى چهار پاى را آب مىدهد و يكى در بازار قيمت ( 1 ) متاع مىكند و يكى ميراث برگرفتن ( 2 ) را ترتيب ( 3 ) مىكند و جاى مىسازد . زيد ارقم روايت نكرد از رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - كه او گفت : جبريل مرا گفت ، قيامت برنخيزد تا سه خصلت پيدا نشود قول بسيار شود و عمل اندك شود و مردم وصيّت نكنند و هر كس به آن كه دارد بخل كند و چون مجالسى باشد كه آن جا ذكر خداى كنند ، گويند : اين بدعت است . * ( قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَلا ضَرًّا ) * ، عبد اللَّه عبّاس گفت : سبب نزول آيت آن بود كه ، اهل مكّه رسول را گفتند : خداى تو ، تو را خبر ندهد كه نرخ گران كى خواهد بودن و ارزان كى ؟ تا تو در وقت ارزانى براى وقت گرانى بخرى تا بر آن سود كنى ؟ خداى تعالى اين آيت فرستاد كه ، بگو : اى محمّد ! كه من مالك نهام براى نفس خود نفعى و ضرّى را و سودى و زيانى را از خير و شرّ [ و نفع و ضرّ ، خير و شرّ ] ( 4 ) من و نفع و ضرّ من كه ( 5 ) به خداى تعلَّق دارد ، به دست من چيزى نيست ، * ( إِلَّا ما شاءَ اللَّه ) * ، مگر آنچه خداى خواهد كه من مالك باشم آن را به تمليك او . به اوّل نفى كرد آن كه او مالك باشد هيچ نفع و ضرّ را ، آنگه استثناء كرد از آن ميانه آن را كه او مالك باشد از منافع و مضارّ خود به انواع تصرّف به تمليك ( 6 ) و تمكين او ، * ( وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ ) * ، اگر من غيب دانستمى كه متاعى كى ارزان باشد و كى گران خواهد شدن ، خير بسيار بكردمى خود را در باب تجارت ، به آن كه ارزان بخريدمى و گران بفروختمى [ 9 - پ ] تا سود و خيرم بسيار شدى و هيچ بدى و زيانى به من نرسيدى و لكن ندانم و مرا به اين راه نيست . و وجه اتّصال آيت به آيت مقدّم آن است كه ، چون آنچه راجع است با منافع و مضارّ عاجل ( 7 ) در باب معاش نمىدانم الَّا باعلام اللَّه ، احوال قيامت و وقت ( 8 ) قيام ساعت از كجا دانم ، چون خداى مرا اعلام نكند ! * ( إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ) * من نيستم الَّا ترساننده و مژده دهندهاى آنان را كه ايمان دارند و مرا تصديق كنند و قول من ( 9 ) باور دارند . و در آيت ، دليل است بر آن كه قدرت قبل الفعل
--> ( 1 ) . بم ، آج ، لت : قسمت . ( 2 ) . همه نسخه بدلها : بر گرفته . ( 3 ) . آو ، بم ، آج : تربيت . ( 4 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد . ( 5 ) . كذا : در اساس ، مج ، لب ، لت مل : كه آن . ( 6 ) . آو ، بم ، آج ، آن ، لت : تملَّك . ( 7 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مج و لت : عاجلا . ( 8 ) . آو ، بم ، آن : وجه . ( 9 ) . مج اوّل .