الشيخ أبو الفتوح الرازي
20
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا ( 1 ) ، فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الأَرْضِ ( 2 ) . * ( مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّه عَلَيْه ) * ، « من » تبيين راست و « ما » روا بود كه موصوله باشد ، و رواست كه نكرهء موصوفه باشد ، و آن ذكر كه بايد گفتن كه مسنون است عند الذّبح « بسم اللَّه » است يا نامى از نامهاى خدا كه خداى تعالى به آن مختص باشد چون : « قديم » و « رحمان » او « القادر » و « العالم للذّات » . و بر ( 3 ) « بسم اللَّه » اجماع است ، و سنّت آن است كه گويد : « بسم اللَّه و اللَّه اكبر » ، و دليل بر آن كه دگر نامهاى مختص شايد گفتن ، قوله تعالى : قُلِ ادْعُوا اللَّه أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَه الأَسْماءُ الْحُسْنى ( 4 ) ، و آيت خطاب است با مؤمنان و در آيت دليل است بر وجوب تسميه ، و هر آن ذبيحه را كه بر او نام خداى نبرده باشند حرام باشد خوردن آن و حكم او حكم مردار باشد ، و از آن جا گفتيم كه : ذبايح اصناف كفّار حرام است كه ايشان نام خداى نبرند ، و اگر نام خداى برند بر حقيقت نه نام خداى برده باشند ، و آن را كه نام خداى بر او نبرند به سهو و نسيان و كشنده مخالف حق نباشد و در عزم و نيّت او پيش از ذبح نام خداى باشد و اگر چه در وقت ذبح فراموش كند ، آن ذبيحه حلال باشد جز كه به قصد رها كند . و نيز از شرايط واجب آن است كه روى او به قبله كند ، و ذبح جز به آهن يا به چيزى كه اوداج ببرد نشايد عند عدم آهن ، و ذبح در گلو بايد نحر در بالاى سينه عند الاختيار ، امّا عند ضرورت روا باشد و اگر خلاف اين كند ذبيحه حرام باشد ، و اگر به قصد عند ذبح به يك بار سرش ببرد پيش از آن كه سرد شود هم حرام باشد ، و اگر گوسپندى يا چيزى ديگر بكشد و هيچ خونش نيايد ( 5 ) حرام باشد . و قوله : * ( إِنْ كُنْتُمْ بِآياتِه مُؤْمِنِينَ ) * اگر به آيات او ايمان دارى ( 6 ) ، و اگر چه مؤمنان به خطاب مخصوصاند هر ذبيحه كه به اين صفت باشد حلال باشد مسلمانان را و
--> ( 1 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 2 . ( 2 ) . سورهء جمعه ( 62 ) آيهء 10 . ( 3 ) . مل : و در . ( 4 ) . سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 110 . ( 5 ) . وز ، لت : بنيايد . ( 6 ) . مل ، لت : داريد .