الشيخ أبو الفتوح الرازي
13
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
اين ( 1 ) در كلام باشد ، و حدّ كلمه هر لفظى باشد كه دليل معنى كند به وضع ، و فرق از ميان او و كلام آن باشد كه كلام بنزديك اهل نحو جمله باشد از فعل و ( 2 ) فاعل يا مبتدا و خبر ، و كلمه مفردى باشد از اسم يا فعل يا حرف ، و بر اين قاعده مهمل را كلام نخوانند ايشان مگر بر مجاز . و بنزديك اهل لغت مهمل كلام باشد لقولهم : هذا كلام لا فايدة فيه ، و هذا كلام لغو و هذا كلام مهمل ، و بنزديك متكلَّمان حدّ كلام گفتهايم كه : آن باشد كه نظم كنند آن را از دو حرف يا بيشتر از اين حروف معقوله ( 3 ) چون در وجود آيد از كسى كه از او يا از قبيل او فايدهء صحيح بود ، و بر اين قاعده مهمل كلام باشد و در آيت دليل است بر آن كه كلام خداى محدث است لقوله : * ( وَتَمَّتْ ) * ، براى آن كه گفت : تمام شد ، و آنچه تمام شود ، [ 107 - ر ] پس از آن كه تمام نباشد محدث بود ، قديم نبود ، براى آن كه معنى تمام حصول چيزى باشد پس از چيزى و تبديل چيزى به جاى چيزى نهادن باشد . بعضى مفسّران گفتند : معنى آن است كه كس نتواند تا به جاى كلمتى ديگر بنهد ، و اگر بنهد نرود و مطَّرد نباشد تا اگر كسى قصد كند و چند جامع بنويسد و يك حرف با [ يك ] ( 4 ) كلمه بدل كند ، هر كس كه بيند آن را تغيير كند و به حدّ خود باز برد . قتاده گفت : اگر لفظش بگردانند ، احكامش نتوانند بگردانيدن ، چنان كه اهل كتاب بعضى الفاظ توريت بگردانيدند ، احكام را تغيير نتوانستند كردن . و بعضى دگر گفتند معنى ( 5 ) قوله : * ( وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ ) * ، آن است كه آيت از پس آيت مىآمد ( 6 ) و سورت از پس سورت تا تمام باشد ( 7 ) . * ( وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ) * ،
--> ( 1 ) . مج ، وز ، مل ، لت : آن . ( 2 ) . مل : يا . ( 3 ) . لب : معقول ، چاپ شعرانى ( 5 / 42 ) : مقوله . ( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 5 ) . اساس و ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها و معنى عبارات تصحيح شد . ( 6 ) . آج ، لب : مىآيد . ( 7 ) . مج ، وز ، لت : شد .