الشيخ أبو الفتوح الرازي
67
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
پوشانيد ( 1 ) و گفت : براى دل من ازين در خانه در رو و به آن در برون ( 2 ) شو و ايشان را گفت : من مىخواهم تا اين دوست خود را يك بار ( 3 ) بر شما عرض كنم [ 17 - ر ] ، براى دل من هر كسى ( 4 ) با او مبرّتى كنيد . گفتند : چه كنيم ؟ هر يكى را كاردى و ترنجى به دست داد ( 5 ) گفت : چون آيد ( 6 ) هر كسى ( 7 ) پارهء ترنج ببريد و به او دهى ( 8 ) . گفتند : چنين كنيم . چون ( 9 ) از در خانه در آمد و چشم ايشان بر جمال او افتاد ، خواستند كه ترنج برند ( 10 ) دستها ببريدند و از دهش ( 11 ) و حيرت ، چون او برفت گفتند : حاشَ لِلَّه ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ ، ( 12 ) گفت ( 13 ) : اين آن است كه شما ( 14 ) زبان ملامت دراز كردهايد ( 15 ) به سبب اين ، فَذلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيه ( 16 ) ، رسول - عليه السّلام - هم اين اشاره كرد ( 17 ) گفت : اين آن مرد است كه اگر وقتى در حقّ او سخن ( 18 ) گفتم شما را خوش نيامد ( 19 ) زبان ملامت دراز كرديد ، امروز بنگريد تا خداى تعالى در حقّ او چه فرمود ، او را چه پايه نهاد و چه منزلت ( 20 ) داد . آنگه گفت : الست اولى بكم منكم بانفسكم ، نه من از شما به شما اوليترم ، قالوا : بلى تقرير كرد تا اقرار دادند بى فصلى و تراخى گفت : من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه اللَّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله ، هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست ، بار خدايا هر كه او را دوست دارد دوستش دار
--> ( 1 ) . مج ، مت ، وز : پوشيد ، آج ، لب : در پوشيد ، لت ، آن : پوشانيد ، مر : در پوشانيد . ( 2 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : بيرون شو . ( 3 ) . مج ، مت ، وز ، مر : يكبارى ، آج ، لب : بيكبار . ( 4 ) . آج ، لب : هر كدام . ( 5 ) . آج ، لب : گفت هر يك را كاردى و ترنجى بدست مىدهم . ( 6 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : چون او در آيد . ( 7 ) . آج ، لب ، هر يك . ( 8 ) . آج ، لب : دهيد / دهى . ( 9 ) . اج ، لب او . ( 10 ) . آج ، لب : ببرند . ( 11 ) . مج ، مت ، وز : دهشت ، آج ، لب ، مر : دهش . ( 12 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 31 . ( 13 ) . مج ، مت ، وز ، لت ديديد ، مر : ديدى . ( 14 ) . مج ، مت ، وز ، لت براى اين ، مر براى آن . ( 15 ) . همه نسخه بدلها بجز آن : دراز كرديد . ( 16 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 32 . ( 17 ) . لت : بشارت كرد . ( 18 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : سختى . ( 19 ) . مج ، مت ، وز و . ( 20 ) . آج ، لب : منزل .