الشيخ أبو الفتوح الرازي
68
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و هر كه او را دشمن دارد ( 1 ) دشمنش دار و هر كه ناصر او باشد ناصرش باش ، و هر كه خاذل او باشد مخذولش كن ، آنگه گفت ( 2 ) : هل بلَّغت ، بار خدايا برسانيدم ؟ آنگه اصحاب را گفت : شنيدى ( 3 ) كه آنچه خدا گفت برسانيدم ؟ گفتند : بلى . گفت : اللَّهمّ اشهد عليهم ، بار خدايا گواه باش بر ايشان . آنگه فرود آمد ( 4 ) وقت نماز پيشين بود و نماز بگزارد و در خيمه رفت و على را فرمود تا در خيمهء دگر رفت برابر خيمهء او ، آنگه صحابه را فرمود و مسلمانانى كه حاضر بودند تا فوج فوج مىشدند و او را تهنيت مىكردند و بر او سلام مىكردند بامرة المؤمنين تا جمله صحابه و حاضران تهنيت بكردند آنگه زنان خود را فرمود ( 5 ) تا برفتند و تهنيت كردند . و از جملهء آنان كه در اين باب اطناب كردند عمر خطَّاب بود ( 6 ) كه گفت : بخ بخ يا علىّ اصبحت مولاى و مولا كلّ مؤمن و مؤمنه ، خنك تو را اى على در روز آمدى و مولاى منى و مولاى هر مومنى و مؤمنه . و حسّان بن ثابت بنزديك رسول آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! دستور باش ( 7 ) تا من در اين حال كه برفت بيتى چند گويم كه خدا ( 8 ) و پيغامبر بپسندد ؟ رسول - عليه السّلام - گفت : قل يا حسّان على اسم اللَّه ، بگوى بر نام خداى . حسّان بر بالا بلند ( 9 ) شد و به آوازى بلند اين بيتها انشاد كرد و مسلمانان گردن دراز كردند براى سماع كلام او گفت ( 10 ) : يناديهم يوم الغدير نبيّهم بخمّ و اسمع بالرّسول مناديا [ يقول فمن مولاكم و وليّكم ( 11 ) فقالوا و لم يبدوا هناك التعاديا ] ( 12 ) الهك مولانا و أنت وليّنا و لن تجد ( 13 ) منّا لك ( 14 ) اليوم عاصيا
--> ( 1 ) . آج ، لب تو او را . ( 2 ) . همه نسخه بدلها بجز آن اللَّهم . ( 3 ) . شنيدى / شنيديد . ( 4 ) . مج ، مت ، وز ، مر و . ( 5 ) . آج ، لب : فرمودند . ( 6 ) . اساس رضى اللَّه عنه . ( 7 ) . آف : دستور باشد . ( 8 ) . مج ، مت ، وز ، مر : خداى . ( 9 ) . مر : بلندى . ( 10 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر شعر . ( 11 ) . آج ، لب ، لت ، مر : وليّكم . ( 12 ) . اساس : ندارد با توجه به مج افزوده شد . ( 13 ) . همه نسخه بدلها بجز اساس ، آف ، آن : تجدن . ( 14 ) . لتا : هنا لك .