الشيخ أبو الفتوح الرازي

345

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

در آن جا يافته بودند اين معنى . سدّي گفت : نمرود شبى در خواب ديد كه ستاره ( 1 ) بر آمد و چندان ( 2 ) نور از او بتافت كه روشنايى ( 3 ) [ 86 - پ ] آفتاب و ماه را غلبه كرد ( 4 ) تا در او هيچ نور نماند ( 5 ) ، او بترسيد و از خواب درآمد . معبّران [ را ] ( 6 ) و كهنه را بخواند و اين خواب از ايشان بپرسيد . ايشان گفتند : اين خواب دليل كند بر آن كه در زمين تو امسال مولودى بزايد كه ملك تو بر دست او بشود و هلاك تو و خانهء توبه او ( 7 ) باشد . نمرود بفرمود تا هر كودكى كه آن سال بزاد او را بكشتند و بفرمود تا زنان آبستن را موكّل بركردند تا چون بزادند كودكانشان را بكشتند ، و بفرمود تا زنان را از مردان جدا كردند و موكّلان بر ايشان گماشت ( 8 ) و هيچ رها نكرد كه مردى با زنى خلوت كند ( 9 ) . محمّد بن اسحاق گفت : مادر ابراهيم - عليه السّلام - بالغ ( 10 ) نبود مبلغ آنان كه ايشان را حمل باشد ، پدر ابراهيم با او مواقعه كرد بار برگرفت ، كس بر او وهم نبرد براى صغر سنّش تا ابراهيم را بزاد در خفيه . سدّي گفت : نمرود در اين وقت كه اين حديث شنيد ، از شهر برون ( 11 ) آمد و لشكرگاه بزد و بفرمود تا مردان همه از شهرها برون ( 12 ) آمدند و با او بر صحرا فرود آمدند و هيچ كس را رها نكرد كه با شهر شود ، و پدر ابراهيم از جمله مقرّبان نمرود بود و به محلّ اعتماد بود . روزى نمرود را حاجتى افتاد به شهر ، بر هيچ كس اعتماد نداشت كه او را به شهر فرستد جز بر پدر ابراهيم . او را بخواند و وصيّت كرد و با او عهد كرد كه به شهر رود و آن كار بكند و به خانه نرود و با اهل خود مواقعه نكند . او گفت : ايمن باش كه اين معنى نباشد . به شهر رفت و آن كار بكرد ، آنگه با خود گفت : اگر بروم نگاهى

--> ( 1 ) . وز ، لت : ستارهء / ستاره‌اى . ( 2 ) . اساس : چندان ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 3 ) . وز : روشناى . ( 4 ) . مج ، وز ، مت ، لت : روشناى آفتاب را غلبه كرد و روشنايى ماه را . ( 5 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : تا هيچ دو را نور نماند ، كه بر اساس مرجّح مىنمايد . ( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 7 ) . مج ، وز ، مت : با او . ( 8 ) . اساس : گماشت ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 9 ) . مج ، وز : خلوت كرد . ( 10 ) . آج ، لب : بالغه . ( 12 - 11 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، لت : بيرون .