الشيخ أبو الفتوح الرازي

344

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

شعاعى قوى كند تا به قوّت شعاع از آن خروق نگاه كند ( 1 ) و ببينند . نبينى كه احوال بينندگان در بعد مفرط مختلف بود ، بعضى از دور چيزها بينند و بعضى نبينند ، و بعضى [ از آن ] ( 2 ) دور تر بينند و بعضى از نزديك دشخوار ( 3 ) بينند ، و مرجع [ اين ] ( 4 ) اختلاف با اختلاف شعاع است در قلَّت و كثرت ، و از اين جاست كه يكى از مادر در مرگ ملايكه را بيند بالطافتشان به قوّت شعاع . قوله : * ( فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْه اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً ) * ، علما خلاف كردند در مولد ابراهيم - عليه السّلام - بعضى گفتند : مولد او به سوس بود از زمين اهواز ، و بعضى گفتند : به زمين بابل بود به دهى كه آن را كوثى گويند ، و بعضى گفتند : به حدود كسكر ( 5 ) بود ، و بعضى گفتند : به زمينى كه نمرود در او پادشاه بود ، و بعضى دگر گفتند : به حرّان بود و پدرش با زمين بابل بود . و عامّهء علما بر آنند كه ابراهيم - عليه السّلام - در روزگار نمرود بن كنعان زاد ، و از ميان مولد او و طوفان نوح هزار سال بود و دويست و شصت و سه سال ، و از مولد او [ تا ] ( 6 ) به خلق آدم سه هزار سال بود و سيصد و سى و هفت سال ، و نمرود از فرزندان سام بن نوح بود ، و هو نمرود بن كنعان بن سنخار بن كوش بن سام بن نوح ، و گفته‌اند : بر همه زمين مالك شد . و در خبر است كه : چهار كس بر همه زمين مالك شدند ، دو مؤمن [ و ] ( 7 ) دو كافر ، امّا دو مؤمن : يكى سليمان بود و يكى ذو القرنين ، و امّا دو كافر : يكى نمرود بود و يكى بخت نصّر . و نمرود اوّل كس ( 8 ) بود كه تاج بر سر نهاد و در زمين تجبّر كرد و خلق را با عبادت خود خواند ، و او را كاهنان و منجّمان بودند او را گفتند : در اين سال مولودى بزايد كه دين اهل زمين بگرداند و ملك تو بر دست او بشود ، و هلاك تو بر دست او باشد . و بعضى دگر گفتند : اين كسانى گفتند كه كتب انبياى پيشين خوانده بودند و

--> ( 1 ) . مج ، وز ، مت : ندارد . ( 7 - 6 - 4 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج افزوده شد . ( 3 ) . اساس ، آج ، لب ، آن : دشوار ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 5 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب مر : كشكر . ( 8 ) . مج ، وز ، مت : كسى .