الشيخ أبو الفتوح الرازي
333
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
قال الشّاعر ( 1 ) : اريد لانسى ذكرها فكانّما تمثّل لي ليلا بكلّ سبيل أى كى انسى . * ( وَأَنْ أَقِيمُوا الصَّلاةَ ) * ، اين محمول است بر آيت اوّل و معطوف است بر آن و نصب « نسلم » به اضمار أن است و أن مع الفعل در تأويل مصدر باشد و تقدير اين است كه امرنا بالإسلام ( 2 ) و باقامة الصّلوة و محتمل است كه محمول بود على قوله : [ 82 - پ ] * ( يَدْعُونَه إِلَى الْهُدَى ائْتِنا ) * ، اين امر است ، امر ديگر من قوله : * ( وَأَنْ أَقِيمُوا الصَّلاةَ ) * ، معطوف بود بر او و محتمل است كه متعلَّق بود به آيت اوّل ، آيت بر اين تقدير كه : و امرنا لنسلم و قيل لنا اقيموا الصّلوة ، و ما را گفتند و فرمودند كه : نماز به پاى داريد و از خداى بترسى ( 3 ) به اجتناب معاصى او كه او آن خداست كه حشر شما با او خواهد بودن . * ( وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ ) * ، و او آن خداست كه آسمان و زمين آفريد به حق نه بباطل يعنى غرض او حكمت و صواب و صلاح خلق بود بعبث و لغو نيافريد و به باطل ، چنان كه گفت : وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما باطِلًا ( 4 ) و گفتهاند مراد آن است كه بيافريد آسمان و زمين به قولى حق و هو قوله : ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ ، و اين بر مجاز باشد براى آن كه اگر در اين طرف شبهتى باشد كه خداى گفت ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً ، در آن طرف شبهه نباشد كه آسمان و زمين بر حقيقت نگفتند أَتَيْنا طائِعِينَ ( 5 ) ، و لكن براى آن كه تأتّى آن و وجود آن عند ارادت فى اسرع مدّت بود تشبيه كرد آن را به آن كه خداوندى بندهاش را گويد : بيا . گويد : آمدم طايع و فرمان برنده تا مجبّر ( 6 ) تمسّك نكند به اين قول و گويد اين قول دليل قدم قرآن كند كه تفسير آن است كه ما گفتيم . * ( وَيَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ ) * ، در نصب « يوم » چند قول گفتند : يكى آن كه عامل در
--> ( 1 ) . مج ، مت ، وز شعر . ( 2 ) . مج ، مت : للاسلام . ( 3 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، مل ، آف ، لت ، مر : بترسيد . ( 4 ) . سورهء ص ( 38 ) آيهء 27 . ( 5 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 11 . ( 6 ) . لب ، آن : مخبر .