الشيخ أبو الفتوح الرازي

279

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

باشد و قادر باشد براى آن كه چون نكرد از آن برفت كه نهى به آن تعلَّق دارد ( 1 ) ، اگر او را نهى كنند از آن پس از مثل آن منهى باشد نه ( 2 ) از آن ، و مثله قوله : لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ ( 3 ) ، گفت : اگر شرك آرى عملت باطل شود [ 69 - ر ] ، اين دليل نكند كه او وقتى شرك آورد ، امّا بيان آن مىكند كه عمل با شرك بموقع قبول نيوفتد ( 4 ) . و « نفق » منفذى باشد در زمين كه گذرگاه دارد و منه النّافقاء لجحر اليربوع ، و منه المنافق لأنّه كاليربوع في نفقاته ( 5 ) لا يدري من أىّ ( 6 ) ابوابها يخرج . و سلَّم را اشتقاق از سلامت است لأنّه يسلك الى مصعدك ، تو را برساند به مصعد تو ، پس او آلت تسليم است كه تو را به سلامت برساند . قوله : * ( إِنَّما يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ ) * ، آنگه حق تعالى مبالغه فرمود در وصف ايشان به قلَّت فهم و علم و انتفاع به وعظ و ترك استماع به آن ( 7 ) ، گفت : جواب آن دهد و اجابت دعوت آن كند كه چيزى شنود ، فامّا آن كس كه مرده باشد از او ( 8 ) توقّع كردن كه چيزى شنود ؟ و ايشان بر حقيقت مرده نبودند ، و لكن بمنزلهء مرده بودند در ترك استماع و قلَّت انتفاع ، چنان كه در دگر آيت گفت : فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَلا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ ( 9 ) ، و چنان كه شاعر گفت : لقد ( 10 ) أسمعت لو ناديت حيّا و لكن لا حياة لمن تنادي و بحتريّ گفت ( 11 ) : علىّ نحت القوا في من مقاطعها و ما علىّ اذا لم يفهم البقر * ( وَالْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللَّه ) * ، امّا مردگان را خداى زنده تواند كردن ، يعنى ايشان

--> ( 1 ) . آج ، لب ، بم و . ( 2 ) . مج : ندارد . ( 3 ) . سورهء زمر ( 39 ) آيهء 65 . ( 4 ) . مج ، آج ، لب ، بم ، آف ، مر : نيفتد . ( 5 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، بم ، مر : نافقائه . ( 6 ) . اساس : أين ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 7 ) . مج ، وز ، مت ، مر : با آن . ( 8 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 4 / 420 ) چه . ( 9 ) . سورهء روم ( 30 ) آيهء 52 . ( 10 ) . اساس : او ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها و منابع ديگر تصحيح شد . ( 11 ) . مج ، وز ، مت شعر .