الشيخ أبو الفتوح الرازي
247
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
قادر نهاند [ 61 - ر ] ، گفت : يا محمّد اگر خداى تعالى به تو ضرّى و آفتى و بيمارى و درويشى و نكبتى رساند ، كشف آن كس نتواند كردن مگر هم او ، و اگر تو را خيرى رساند و راحت و منفعت ، او بر همه چيز قادر است . عبد اللَّه عبّاس روايت كرد كه : رسول را - عليه السّلام - كسرى پارس شترى فرستاد به هديّه . يك روز رسول - عليه السّلام - بر آن شتر نشسته بود و مرا رديف كرده در راه رو با من نگريد ، مرا گفت : اى غلام ! گفتم : لبّيك يا رسول اللَّه . گفت : احفظ اللَّه يحفظك ، احفظ اللَّه تجده امامك ، تعرّف الى اللَّه فى الرّخاء يعرفك فى الشّدّة و اذا سألت فأسأل اللَّه و اذا استعنت فاستعن باللَّه ، قد مضى العلم بما هو كائن فلو جهد الخلائق أن ينفعوك بما لم يقضه اللَّه لك لما قدروا عليه و لو جهدوا ان يضرّوك بما لم يكتبه اللَّه عليك لما قدروا عليه فان استطعت من العمل بالصّبر مع اليقين فافعل فان لم يستطع فاصبر فانّ فى الصّبر على ما تكره خيرا كثيرا ، و اعلم أنّ النّصر مع الصّبر و أنّ الفرح مع الكرب و أنّ مع العسر يسرا ، مرا گفت : اى غلام خداى را نگاه دار تا تو را نگاه دارد و خداى را نگاهدار تا در پيش خودش يا بى و با خداى در راحت ، آشنايى در افگن ( 1 ) تا در شدّت تو را شناسد ، و چون خواهى از خداى خواه ، و چون يارى طلبى از او طلب . علم او برفت به هر چه بودنى هست ، اگر خلايق جهد كنند تا تو را نفعى كنند كه خداى تعالى به آن قضا نكرده باشد تو را نتوانند ، و اگر خواهند تا ( 2 ) مضرّتى كنند به تو كه خداى تعالى آن بر تو نوشته نباشد نتوانند ، اگر توانى تا صبر كنى با يقين به يك جاى بكن ، و اگر نتوانى صبر كن كه صبر بر آن كه تو آن را كاره باشى آن را در او خيرى بسيار است ، و بدان كه نصرت با صبر است و فرج ( 3 ) با اندوه است و با دشخوارى خوارى است . آنگه حق تعالى گفت : * ( وَهُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِه ) * ، او قاهر و غالب است بر بالاى بندگانش ، كس او را قهر نتواند كردن ، و او حكيم است ، آنچه كند به حكمت كند تا [ كسى را ] ( 4 ) گمان نبود كه آن قهر كه كند به ظلم كند ، بل به عدل كند و خبير
--> ( 1 ) . آج ، لب : در آن كن . ( 2 ) . آج ، لب تو را . ( 3 ) . مل ، لت ، آف : فرج . ( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد .