الشيخ أبو الفتوح الرازي

233

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

جمله باشد از مبتدا و خبر ، آنگه ابتدا كرد و گفت : * ( فِي السَّماواتِ وَفِي الأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهْرَكُمْ ) * ، و تقدير آن كه : يعلم سرّكم و جهركم فى السّموات و فى الارض ، و اين ظرف باشد من قوله : يعلم سركم و جهركم فى السموات ، براى آن كه خلقان يا جن و انساند يا فرشتگان ، اينان [ در ] ( 1 ) آسماناند و آنان ( 2 ) در زمين ، و قديم تعالى به احوال همه عالم است و هيچ بر او پوشيده نيست ، يعنى اگر در آسمان باشى ( 3 ) و اگر در زمين باشى ( 4 ) من سرّتان و جهرتان ( 5 ) ، پنهان و آشكارتان ( 6 ) دانم و بر من پوشيده نماند ، آنچه در دل دارى ( 7 ) و آنچه بر زبان رانى ( 8 ) و آنچه كنى ( 9 ) از خير و شرّ و اندك و بسيار ( 10 ) . مورد آيت مورد زجر و تهديد است ، يعنى من دانم و بر من پوشيده نيست تا هر يكى را جزا دهم به حسب عمل خود تا باشد كه ايشان را وعظى بود و زجرى از آنچه مىگويند و مىكنند . آنگه خبر داد از ايشان و سوء صنيعتشان ( 11 ) و در باب عدول و اعراض و تولَّى و انحراف از آيات و بيّنات و اعلام ( 12 ) معجزات و حجج و دلالات ، گفت : هيچ آيت از آيات من به ايشان نيامد ، و مراد به آيت دلالت و حجّت است الَّا ايشان اعراض مىكنند و عدول مىنمايند و انقياد نمىنمايند ( 13 ) و « من » اوّل زيادت است ، نه آن كه بىفايده است ، بل فايدهء او تأكيد نفى است ، اين را مؤكّدة النّفى گويند ، چنان كه يكى از ما گويد : ما جاءني من رجل . و « من » دوم تبعيض باشد ، چنان كه : زيد من القوم . آنگه گفت : برون ( 14 ) آن كه اعراض مىكنند تكذيب مىكنند حق را و حق به دروغ مىدارند . و آن تكذيب از آن اعراض مىآيد كه چون نظر و تأمّل نمىكنند ، علم

--> ( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 2 ) . مج ، وز ، مت ، لت : ايشان . ( 3 ) . آف : باشيد . ( 4 ) . باشى / باشيد . ( 10 - 5 ) . مج ، وز ، مت ، لت و . ( 6 ) . مج ، وز ، مت : آشكارايتان . ( 7 ) . آف مر : داريد . ( 8 ) . آف ، مر : رانيد ، مج ، وز ، مت : آرى / آريد . ( 9 ) . آف ، مر : كنيد . ( 11 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : صنيعشان . ( 12 ) . مت و . ( 13 ) . مج ، وز ، مت ، لت : نمىكنيد . ( 14 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، مر : بيرون .