الشيخ أبو الفتوح الرازي
234
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
حاصل نمىشود ايشان را ، لا جرم حق را به دروغ مىدارند ، ( 1 ) به ايشان آيد خبر ( 2 ) آنچه به دروغ مىدارند سخريّت و استهزاء مىكنند و فسوس مىدارند ، و اين هم ( 3 ) كنايت است از تهديد و وعيد ، چنان كه يكى از ما گويد : خبرش با تو آيد و ببينى ( 4 ) و بدانى آنچه كردهاى ، يعنى مقاسات كنى جزاى آن را . و مراد به « حق » دين اسلام است و كتاب قرآن و محمد مصطفى - صلَّى اللَّه عليه و آله - آنچه شما را بازى و فسانه و فسوس مىآيد فرداى ( 5 ) قيامت علم آن بداني ( 6 ) و خبر آن به شما رسد و عاقبت آن بدانى ( 7 ) و و بال ( 8 ) مآل آن بچشى ( 9 ) . قوله : [ 58 - ر ] * ( أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ ) * ، همزه استفهام راست و مراد تقرير و تقريع است و ملامت ، و « لم » حرف جزم است و علامت جزم سقوط « نون » است ، گفت : نمىبينند اين كافران ، يعنى نمىدانند كه ما چند هلاك كرديم ، يعنى بسى هلاك كرديم . و « كم » تكثير را باشد - پيش ايشان . من قرن ، « من » اوّل ابتداى غايت است و دوم تبيين راست . و « قرن » گفتند : جماعتى مردمان باشند ، و گفتند : مدّتى از زمان باشد حسن بصرى گفت : بيست سال باشد ، ابراهيم گفت : صد ( 10 ) سال باشد ، ابو ميسره گفت : ده سال باشد ، زجّاج گفت : اهل روزگارى باشد كه در او پيغامبرى باشد ( 11 ) يا معروفانى از اهل علم ، گفتهاند : هشتاد سال بود ، و گفتهاند : صد ( 12 ) سال بود ، و بر اين اقوال مراد اهل قرن باشد . * ( مَكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ ) * ، آن تمكين كرديم ايشان را كه شما را نكرديم و آن مكنت و قوّت و استطاعت داديم ايشان را كه شما را نداديم . عبد اللَّه عبّاس گفت : مراد به تمكين امهال ( 13 ) و طول عمر است ايشان را عمرهاى
--> ( 1 ) . اساس و آن تكذيب از آن اعراض مىآيد چون ، كه با توجّه به مج ، وز زايد مىنمايد . ( 2 ) . وز ، لت ، آج : جزاى . ( 3 ) . وز : حكم . ( 4 ) . اساس : بينى ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 5 ) . آن : فردا در . ( 7 - 6 ) . آج ، لب ، آف : بدانيد . ( 8 ) . آج ، لب و . ( 9 ) . آج ، لب ، آف : بچشيد . ( 10 ) . مج ، وز ، مت : چهار ، لت ، مر : چهل . ( 11 ) . مج ، وز ، مت : يا سيدى . ( 12 ) . لت : صد و هشتاد . ( 13 ) . اساس ، لب ، بم ، آف ، آن : اهمال ، با توجه به مج تصحيح شد .